دیپلماسی❜ رسانه/ یادداشت و گلایه های فرهیخت؛ حضرات خبرنگاران: ماذا فازا؟ تاکی باید دنبال یافتن سئوالات حاصل از اخبار ناقص تان باشیم؟ لااقل خبری آبکی دیدید، منتشر نکنید! توقع زیادی است؟

  • بازدید: ۶۸۵
رسانه/ یادداشت و گلایه های فرهیخت؛ حضرات خبرنگاران: ماذا فازا؟ تاکی باید دنبال یافتن سئوالات حاصل از اخبار ناقص تان باشیم؟ لااقل خبری آبکی دیدید، منتشر نکنید! توقع زیادی است؟
استانداری خراسان رضوی
گلایه های فرهیخت

به نام خدا: می گویند یک تندیس ساز مشهور غربی سعی می کرد در تمام آثار و مجسمه هایی که به هیئت و شکل انسانی می سازد، همیشه یک عضو از اعضای بدن انسان را ناقص بگذارد! مثلاً یک دست را کاملاً صحیح و دقیق می ساخت، اما دست دیگر را از کتف یا آرنج، ناقص باقی می گذاشت!

وقتی حکمت این کار را از او می پرسیدند، پاسخ می داد: می خواهم همیشه در آثارم، به وضوح و به صورت عینی این واقعیت را به بشریت بفهمانم که انسان کلاً «یک موجود ناقص است و نه کامل»، پس همواره باید به فکر تکامل علمی و بلوغ معرفتی خود باشد! 

حال، حکایت «رسانه های مشهدی» بویژه در بحث تنظیم یک خبر - که ساده ترین جزء یک فعالیت رسانه ای است - همیشه اینطوری است که همواره یک پای اجزاء و ارکان خبری آن لنگ می زند و اغلب ناقص است!

به لسانی دیگر، داستان اخبار ما، حکایت معروف «قیف هست، قیر نیست، قیر هست، قیف نیست!» شده و این آرزو سال ها به دلمان مانده که یک خبری ببینیم که همه چیز تمام باشد! و نخواهیم هی در اینترنت بگردیم و بچرخیم تا بفهمیم اساساً اصل داستان چی بوده؟

هرچند کار آن مجسمه ساز غربی بالاخره علتی حکیمانه داشت، اما حکمت این مهمل کاری و بی حالی برخی از اهالی رسانه ی ما در تنظیم دقیق و مؤثر یک خبر، چه منشأیی دارد؟ فقط خدا می داند و بس!

شاید تا اینجا با خود بگویید حالا این موضوع «نقص اخبار»، چه ربطی به سفر این هیئت سه نفره از کشور مالزی به مشهد دارد؟ ربطش این است که دیگر جان به لب شده ایم! از بس، اخبار سره و ناسره، راست و دروغ، مهمل و بی ربط یا راست اما با پیاز داغ زیاد دیدیم و لب فرو بستیم!

حال، گاهی این نواقص در ارکان و اجزاء اخبار رسانه ای ما، مختص بُعد اخبار داخلی است، باز یک جورایی قابل تحمل هست، اما وقتی به این گندکاری های رسانه ای، به اخبار میهمانان خارجی می رسد، بیشتر تو ذوق می زند، زیرا پاک آبروی شهر و استان را نزد افکار عمومی غیرایرانیان در داخل و خارج از کشور می برد! مگر نه این که پس از انتشار اخبار مرتبط با «رویکرد بین المللی» شهر و استان بویژه در زمینه های «توسعه ی روابط خارجی» «دیپلماسی های ۲۲گانه»خاصه اخبار ملاقات ها و دیدارهای «مقامات میهمان خارجی» و کلاً «غیر ایرانیان»، مخاطبانی از داخل و خارج از کشور، سریعاً به جست و جوی اخبار مرتبط می پردازند و حتی خبرنگاران آنها، از محتوای متنی، تصویری، فیلمی و صوتی منتشره ی ما در رسانه های خود استفاده می کنند و اگر نقصی باشد، مورد شماتت واقع می شویم! 
می توان با اغماض با تسامح و تساهل از برخی گذشت:

بعضی وقت ها می توان با تک ماده، یک جورایی از کنار این کاستی ها البته با اغماض و تسامح و تساهل گذشت و این گونه توجیه کرد که: «بالاخره چه می توان کرد؟ وقتی سلیقه ی قلمی و ذائقه ی نگارشی خبرنگار یا کارشناس مسئول سایت این طوری است؟ همه مجبوریم کوتاه بیاییم و تحمل کنیم.» 

مانند رویدادهایی که روابط عمومی دانشگاه فردوسی مشهد، سال های سال منتشر می کند که متأسفانه هم ابعاد عکس های مستطیلی استاندارد را، مربعی می کند و فاتحه ی بهترین عکسش را می خواند و هم آن که متن اش، از نظر قواعد حرفه ای تنظیم خبری و حتی گرامر و ادبیات زبان فارسی ایراد داشته و ناقص است! خود ببینید...

اخباری که همیشه ی خدا، با قید زمان آغاز شده و تا اسامی تمام مسئولان و اساتید دانشگاه فردوسی حاضر در آن جلسه را یک به یک در همان پاراگراف اول ذکر و ردیف نکند، بی خیال پرداختن به سایر مؤلفه های مهم دیگر خبر نمی شود.

این موضوع علی الظاهر ساده، آن قدر بعضی اوقات آزار دهنده هست که مجبور می شویم خود دست به کار شده و همه ی این اسامی را به سطور بعد یا انتهای خبر منتقل کنیم؛ 

چون بسیاری از مخاطبان تارنمای فرهیخت، غیرایرانیانی هستند که در داخل و یا خارج از کشور، از طریق سیستم ترجمه ی گوگل، مقالات و یادداشت های فرهیخت را دنبال می کنند و این طوری آشفته و درهم، هم طفلک گوگل، هنگام ترجمه هنگ و سنکوپ می کند و هم مخاطب درمانده، از سر و ته خبر، چیزی نمی فهمد!

به خاطر اهمیت این موضوع و آن که «دیپلماسی دانشگاهی»، جزو دیپلماسی های برتر شهر و استان است، مثالی می زنیم: فرض کنید حضور رئیس یک دانشگاه خارجی را در مشهد این گونه روایت می کند: 

در تاریخ فلان شنبه و فلان روز ماه جاری، رئیس دانشگاه فلان کشور در رأس هیئتی عالی رتبه با دکتر فلانی رئیس دانشگاه فردوسی مشهد، دکتر فلانی معاون این دانشگاه، دکتر فلانی رئیس اون دانشکده و دکتر فلانی رئیس فلانجای دانشگاه و در معیت دکتر فلانی رئیس فلونجای دیگر دانشگاه و بالاخره دکتر فلانی رئیس مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد دیدار و گفت و گو کرد! (جالب که از درج عنوان یک کیلومتری برخی مسئولان هم نمی گذرد! ... نفسی عمیق...)

خلاصه آن که این «جنابْ خانِ کارشناس خبره ی خبر» در دانشگاه فردوسی مشهد، گویا قسم حضرت عباس(ع) خورده و عهد کرده تا هر روز و در هر خبر، تا چند کیلومتر اسم و عنوان دکتر و مهندس و مدیر و رئیس دانشگاه را در همان پاراگراف اول، کنار هم ردیف و قطار نکند و تا وزن و قافیه اش جور در نیاید، ابداً پا پس نکشد! 

دقیقاً مانند آن وزیر شعاری که مرغ زبان فارسی اش، فقط یک پا داشت و آن قدر بر چفت و جور کردن وزن و قافیه ی شعر و شعارش پافشاری کرد که مجبور شد این گونه ضایع به رسانه های آن طرف آب پاس گل بدهد که: «تا قدس و پس نگیریم، آروم نمی‌گیگیریم!»

گویی اگر نام این رؤسا و معاونان و مدیران در پاراگراف دوم ذکر شود، خدای نکرده یک جورایی به آنها توهین و اهانت می شود! دقیقاً مانند پیرمردان مسجد محله ی ما که اگر تازه واردی جای شان را در صف اول نماز جماعت بگیرد، گویی در صف دوم، نمازشان قبول درگاه حق نمی شود! 

روشی که سال ها به همین منوال غلط و روش غیرحرفه ای ادامه دارد و حتی اگر رؤسای دانشگاه و دفتر ریاست و روابط عمومی هم تغییر کنند، این جنابْ خان معظم، دست از این رویه ی غلط خود بر نمی دارد! 

این یکی را کجای دلمان بگذاریم؟

یا برخی از همین خبرگزاری های بومی، از سال ها پیش رویه ی غلط «سازمان سازی» را باب کرده و در استان  تقریباً جا انداخته بودند. آنان در مصاحبه های خود با «رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خراسان رضوی»، به جای درج عنوان صحیح وی یعنی «رئیس نمایندگی سازمان ... در خراسان رضوی»، می نوشتند: «رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی خراسان رضوی!» 

در حالی که خودشان هم به روشنی روز، می دانستند که اصلاً چنین سازمانی کلاً نه در عالم لاهوت و نه ناسوت، وجود خارجی ندارد! و باز ما می ماندیم و انبوه سئوالات مخاطبان غیرایرانی که «این سازمان چیست و کارش چیست و نشانی اش کجاست؟ و...»

در حالی که این سازمان هم مانند بسیاری از سازمان های دیگر داخلی و خارجی در مشهد، فقط یک دفتر نمایندگی دارد و بس! عنوان صحیح نفر اولش هم، همان «رئیس دفتر نمایندگی است!» و السلام

کما اینکه، وقتی رسانه ها با نفر اول «دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در مشهد» مصاحبه می کنند، هیچ موقع چنین تیتر نمی زنند: «رئیس سازمان ملل متحد خراسان رضوی!! گفت:...» 

فقط خدا می داند این عناوین غلط و من درآوردی و لپ لپی «رئیس سازمان فلان خراسان رضوی!» حاصل کدام قوطی عطاری است و صله ی کدام امین الرعایای مشهدی؟!

و ایضاً، اگر اعتراضی صورت نمی گرفت، فردا روزی حتماً برای بازنشر مصاحبه با «رئیس دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در شمال و شرق کشور» هم این گونه تیتر می زدند: «رئیس سازمان امور خارجه ی خراسان رضوی!! گفت:...»

مدینه گفتی و کردی کبابم

حال که بحث دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در شمال و شرق کشور به میان آمد، داغ دل دیگری از همین باب تازه شد و آن این که:

  • از سویی اخبار مندرج در «این وبگاه»، متأسفانه فاقد اصول خبرنویسی حرفه ای و رسانه ای متعارف است و همیشه باید آن را دوباره تنظیم کرد.  
  • از سویی دیگر، متأسفانه نمی دانیم چرا تصاویر را دفورمه می کنند؟! (یعنی تصاویر را به جای از دو طرف، از یک سمت آن به داخل می کشند و لذا صورت طبیعی و بیضی افراد، شبیه کله ی قند و دراز و زشت می شود!) 
  • و گاهی هم خیلی مضحک، سه تصویر به چه زیبایی را، نه تنها به اندازه ی یک تمبر نامه، کوچک می کنند، بلکه سه تا را کنار هم می چسبانند و در واقع تو دل هم می چَپانند که کلاً از حَیّزِ انتفاع ساقط می شود و فقط به درد سطل زباله می خورد!

به عنوان مثال، در بحث نگارشی، همه ی اسامی اخبارشان، با جناب آقا شروع می شود و تمام افعال برای جملات رئیس نمایندگی یا معاونان وزارت امور خارجه که به مشهد می آیند، همه به صورت جمع است و تشریفاتی! عجیب که خودشان به خودشان، ریاست می گویند! (ریاست نمایندگی گفت: ... در حالی که رئیس نمایندگی صحیح است!)

مثالی دیگر: «جناب آقای دکتر فلانی در دیدار با سرکنسول فلان کشور، فرمودند:...» یا «ایشان طی ملاقات با فلانی گفتند:...» و اساساً گزاره های استاندارد و قواعد نگارشی خبر چون «وی گفت:» اصلاً در ادبیات خبری آنان جای ندارد! 

گویی جملات رهبر کشور یا مرجع تقلید اعلم را بازتاب می دهند و خلاصه آن که در قاموس آنان، گویی «وی» و «او» و امثالهم، همه واژه هایی توهین آمیزند و یک «وی گفت:» نمی توانید پیدا کنید و همه اینطوری است: «ایشان فرمودند:...»

با همه چیز کنار می آییم جز دروغ!

وقتی کسی تو چشم شما زل زده و راست راست دروغ می گوید، چه حسی به شما دست می دهد؟! حال شما بگویید: آیا می توان «معاون سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد» را «معاون شهردار» خطاب کرد و برایش تیتر زد؟! آیا این مصداق بارز دروغ و اطلاعات غلط به مردم دادن نیست؟! 

اگر چنین است، پس چرا برخی از همین رسانه ها و خبرگزاری های معروف ما، امت شریف و مردم همیشه در صحنه را «بوق ...» فرض می کنند و هنگام بازنشر اخبار فقط و فقط معاون همین سازمان!!، مثل آب خوردن، به ملت دروغ می گویند و در تیترهای شان، هی «معاون شهردار ، معاون شهردار» می کنند؟! کدام معاون شهردار، اخوی؟! چرا دروغ می نویسی؟!

در حالی که عیار و سابقه ی خدمت این مسئولان هرچند عزیز و خدوم و ساعی اما جوان و کم تجربه و مو سیاه کجا - که شبها راحت سر بر بالین می گذارند - و از آن سوی دیگر، عیار و سابقه و تجربیات آن معاون واقعی مو سپید و صد پیراهن پاره کرده ی شهردار اصلی مشهد کجا؟!

همان مقام ارشدی که چه بسیار شب هایی، از دغدغه ی جمع آوری شبانه روز دو تا سه هزار تن زباله ی مجاوران و زوار در سطح شهر، چه بسا تا صبح هم خوابش نبرد؟! به قول آن ضرب المثل کهن فارسی: «در دیزی باز است، حیای گربه کجاست؟»

ایراداتی از جنس صحیح نویسی و گرامر

یا برخی اوقات، این ایرادات از جنس «صحیح نویسی یا اشکالات گرامری» است که باز می توان یک جورایی با آن کنار آمد و فرضاً گفت «سهو قلم است!»؛ به عنوان نمونه، اخیراً دفتر نمایندگی مشهد یک خبرگزاری مشهور و پرمخاطب، خبر از «انتساب!» فلان آقا به سمت فلان سازمان داد؛ در حالی که واژه ی درستش «انتصاب» (از ریشه ی نَصب به معنی گماشتن) بود، نه «انتسابی» که ریشه اش «نَسَب و به معنی خویشاوندی» است. 

و هستند مواردی بسیار ضایع و شایع:

اما برخی اوقات، آنقدر این سهل انگاری ها، بچگانه و بلکه ضایع و شایع و آبروریزانه هست که فقط باید دست ها را روی سر گذاشت و چند لحظه ای نشست، یا چند قدمی برداشت و ذکری گفت و نفس عمیقی کشید تا آرام و قرار به این جان ملتهب و عصبانی و بی قرار برگردد!

براستی بر این گونه موارد - که متأسفانه کم هم نیست و تقریباً هر ماه، با حداقل یک مورد آن بر می خوریم - جز «بی سوادی و ناآگاهی» یا «سهل انگاری و بی خیالی» عوامل دخیل، چه نام دیگری می توان بر روی آن گذاشت؟! 

جناب تنظیم کننده ی مبتدی خبر و عالیجناب سردبیر مثلاً با تجربه: آیا از تبعات منفی و آثار سوء این دست تخلفات محرز حرفه ای در سپهر رسانه ای شهر و استان منسوب به امام رئوف، حضرت اباالحسن الرضا، عالم و صادق آل محمد(علیهم السلام) خبر دارید؟ نکنید...

۱. درج حرف نگفته در تیتر خبر، یاللعجب!

یکی از ضایع ترین و آبروبرانه ترین شکل از اشکال این گونه گاف ها و اخبار موهن که به نظر نگارنده، بیشتر در این دیار یافت می شود و لاغیر، این است که با فلان مقام مسئول شهری و استانی، مصاحبه می کنند و جالب آن که مستندش را هم (که همان فایل ویدئویی باشد) بلافاصله منتشر، اما در تیتر، جمله ای من درآوردی را در کمال پررویی، اضافه می کنند که نه در کلام خبرنگار است و نه در افاضات آن مقام مسئول! 

به عنوان مثال، خبرنگار از معاون بداقبال سازمان گردشگری استان (از نظر بدشانسی در دردسر آفرینی خبرنگار) در باره ی سرمایه گذاری خارجی می پرسد و وی هم پاسخ می دهد، اما به ناگهان و یهویی می بینیم در تیتر آمده: «مشهد در حوزه ی سرمایه گذاری تأسیسات گردشگری اشباع شد!» ای بابا... پدرآمرزیده، روز روشن و دروغ؟! می دانی با این دروغ بزرگت، چند میلیارد سرمایه را از استان فراری دادی و چقدر از سرمایه گذاران داخلی و خارجی را به همین راحتی به خاک سیاه نشاندی؟!

یا خبرنگار دیگری از معاون بداقبال دیگر همین سازمان (باز هم از نظر بدشانسی و دردسر آفرینی خبرنگار) در مورد رونق صنعت هتلداری در استان می پرسد که پاسخ را دریافت می کند، اما باز می بینیم که یهویی یک جمله ی صددرصد دروغ و نابجا و در کمال پررویی، در تیتر این مصاحبه ی ویدئودار، جا خوش می کند که: «بختک اقامتگاه‌های سازمانی بر تن هتل‌های خصوصی!» وا مصیبتا...

کوتاه سخن در این باب، با این که چهار - پنج سال است برای اصلاح این دو گاف خطرناک، بارها و بارها دلسوزانه تذکر داده ایم، اما در نهایت، نفهمیدیم این رسانه ای که شعار خود را «چشمه ی جوشان آگاهی» نهاده، چرا ترتیب اثر نمی دهد؟!

به قول آن دیالوگ معروف سریال قدیمی سلطان و شبان: ما که پس از یک عمر زندگی، بالاخره نفهمیدیم «تو سلطان بانوی مایی؟ یا سلطان بانوی وزیر اعظم؟!» (کنایه از این که آقای خبرگزاری ارزشی، تو مدافع زائرسراهای حج فقرا هستی یا مدافع هتلداران مشهور؟)

و بگذریم از صدها گاف ریز و درشت دیگر از جمله:

۲. حذف نام یک مقام خارجی عالی رتبه!

مگر می شود این گاف را توهین آمیز به شمار نیاورد، مادامی که یک مقام عالی رتبه ی خارجی - آن هم در حد «وزیر و نه یک مدیرکل» - با استاندار و نماینده ی رسمی دولت مستقر در استان دیدار و گفت و گو می کند، اما تنظیم کننده ی خبر، «نام و فامیل» او را ذکر نمی کند؟! و سردبیر هم از کنار این خبط بزرگ به سادگی می گذرد و آن را منتشر می سازد؟! مگر داریم؟! مگر می شود؟! 

هرچند از این دست مثال و مصداق، اوه... آنقدر در کیسه بسیار داریم که حد و مرز ندارد، اما به عنوان نمونه، به موضوعی که اخیراً و به تازگی رخ داده، اشاره می کنیم: 

همان طور که مستحضرید، چندی پیش وزیر کشاورزی عراق و هیئت همراه طی یک سفر رسمی، به مشهدی می آید که شعار مسئولانش «جهان شهر برکت و کرامت» است، اما در خبر تنظیم شده از سوی روابط عمومی استانداری خراسان رضوی، به طور کلی «نام» این مقام خارجی حذف می شود؟! این یعنی چه؟!

کجای این کار، در راستای برکت و کرامت است؟! این که دیگر، خلاف محرز باورهای دینی ماست به استناد حدیث فاطمی «الجار ثم الدار» (اولویت دعا برای همسایه است تا خود) و - به تعبیر خودمانی و عوام - از صد تا فحش هم بدتر و بلکه یک جورایی توهین آمیز؟! بفرمایید این هم مصداقش...

۳. خبرگزاری ها چرا اصلاح نمی کنند؟

و از همه عجیب تر و بلکه تأسف بارتر، برخی از رسانه ها و خبرگزاری های عاشق و واله ی «کپی - پیست» ما که امثال این خبط های بزرگ و خطاهای غیر حرفه ای و اشتباهات محرز و توهین آمیز را حتی در همان نگاه اول، به چشم خود می بینند، اما آن قدر تنبل و کاهل تشریف دارند که نه آن ایراد را به رسانه ی منبع و مصدر خبر گزارش می دهند تا اصلاح شود و نه لااقل خود آن را اصلاح می کنند و زرتی منتشر می سازند و این یعنی سیکلی غلط و چرخه ای معیوب! 

و متأسفانه این روند غلط، تا بدانجا پیش می رود که رسانه های منسوب به قشر دانشجو و دانشگاهی ما هم همین طور دومینو وار، همان خبر را عیناً بدون هیچ اصلاحی، در خروجی خبرگزاری خود قرار می دهند؛

گویی اگر دستی به سر رو روی این خبر ناقص و توهین آمیز بکشند و نقطه ویرگولی را جابجا کنند، کفر خدا می شود و خدایان معبد آمون هوتپ از دست آنان عصبانی! 

خدایش رحمت کند «گل آقای طناز» را که در نسخه ای از مجله اش، به همین اصطلاح عوامانه و متعارف مردم کوچه بازار، اشاره ای کاریکاتوری و گلایه ای به طنز داشت که: «بابا کوکاکولا هم اسم و نام دارد، تا چه برسد به گل آقا»  

۴. اشتباه نویسی نام مقام خارجی؟!

از این حکایت پر غصه هم، بسیار مصداق و مثال وجود دارد که تنظیم کننده ی خبر، نام آن مقام و میهمان خارجی را خوشبختانه ذکر می کند، اما متأسفانه به غلط یا ناقص یا مشتبه می نویسد! 

یعنی این حضرت آقا یا خانم ناشی و منشی، نمی کند با یک جست و جوی ساده در اینترنت، ابتدا از صحت و سقم نامی که از زبان مترجم شنیده یا روی کاغذی نوشتند و به دستش دادند، با یک راستی آزمایی ساده اطمینان حاصل کرده و سپس منتشر کند! 

حتی چقدر نیکو و بجاست در راستای همین راستی آزمایی، نام آن مقام خارجی را با معادل زبان اصلی اش (حال به انگلیسی یا عربی و یا...) ابتدا مطابقت داده و پس از تأیید، منتشر سازد! 

و عجیب تر، همین عالیجناب ناشی و مُهمل، وقتی کارش در اداره تمام می شود و اهل خانه طی تماسی به او سفارش خرید مثلاً سبزی «جعفری» می دهند و یادآوری می کنند نکند باز مثل سری های قبل، اشتباهی مثلاً «گشنیز» برداری؟! (چرا که این دو سبزی از نظر شکل و ظاهر، بسیار شبیه هم هستند؛)

آن موقع همین حضرت علیّه، برای موضوعی به این پیش پا افتادگی، بارها و بارها در اینترنت جست و جو می کند تا ببینید فرق ظاهری این دو سبزی چیست تا از شماتت اهل خانه برحذر ماند!

و بالاخره بعد کلی جست و جو، می فهمد که اصلی ترین راه و روش تشخیص این دو، مثلاً از طریق برگ آن است که گشنیز دندانه های بیشتری نسبت به جعفری دارد! به همین سادگی و به همین راحتی!

اما همین مولانا میرداماد تازه داماد، وقتی در اینترنت، نام «وزیر کشاورزی عراق» را جست و جو می کند، تا چشمش به اولین سطر نتایج و «عباس جبر العلی مالکی» می افتند، سریعاً و فی الفور همان را وحی منزل شمرده و عیناً درج و منتشر می کند و در مقام توجیه هم این گونه بر می آید: مگر می شود فلان خبرگزاری یا سایت خبری نام شخصیتی به این مهمی را اشتباه گفته باشد؟ نه... حتماً همین درست است!

بله، مثال این بخش هم روشن شد که موضوع سفر اخیراً «عباس جبر العلیاوی» وزیر کشاورزی عراق به مشهد است و دیدارش با استاندار خراسان رضوی، اما متأسفانه رسانه ی خبری استانداری، به جای استفاده از نام صحیح و رسمی وی، از نامی مصطلح در فضای مجازی یعنی «عباس جبر العلی مالکی» استفاده کرد که هر چه گشتیم، نفهمیدیم کدام شیر پاک خورده ای آن را سر زبانها انداخته است! این هم مستندش!

این در حالی است که نام اصلی و رسمی وی - آن گونه که در حکم وزارتش آمده یا نمایندگان مجلس با این نام، به او به عنوان وزیر کشاورزی عراق، رأی اعتماد دادند، «عباس جبر عبادة العلیاوی» است و اصلاً دو واژه ی «العلی» و «مالکی» در هیچ نام خودش و پدرش و پدربزرگ و اجدادش نیست! (مستند ویکی پدیا)

این که می گوییم به نتایج اولیه ی هر جست و جویی در اینترنت اعتماد نکنید - حتی اگر منبع آن، برخی از رسانه های رسمی کشورمان هم باشد - به این دلیل است که آنان هم بعضاً به دام ترجمه ی اسامی عَلَم و خاص از نام شخصیت های سیاسی می افتند؛ مثلاً اسم «العلی» عربی را به معادل فارسی آن یعنی «علوی» بر می گردانند که کاملاً غلط است! 

کما این که هیچ رسانه ی عربی، نام رئیس جمهور ما یعنی «رئیسی» فارسی را برای عرب زبانان به نام «رئیس من» ترجمه نمی کند، کما این که اگر شخصیتی عرب زبان، نامش «حبیبی» باشد، ما هیچ گاه آن را به فارسی به نام آقای «حبیب من» بر نمی گردانیم! چراکه اساساً در هیچ زبانی، اسم های عَلَم و خاص مانند اسامی افراد و شهرها و کشورها و...، ترجمه نمی شود! 

که اگر این گونه بود، مادامی که دکتر «غلامعلی حداد عادل» رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ما به کشوری سفر می کند، می بایست مترجم میزبان - همچون «جناب خان» در برنامه ی طنز خندوانه - نام این چهره ی فرهنگی و علمی کشور را، «نوکر شیر خدا، آهنگر دادگر» ترجمه کند که نمی کند!

۵. و بالاخره، هر دم از این باغ بری می رسد!

«هر دم از این باغ بری می رسد ... تازه تر از تازه تری می رسد» و این هم از رونمایی آخرین و تازه ترین مثال که همچون خبری سوخته از تنور داغ خبرنگاران دیار فردوسی حکیم، تازه ی تازه بیرون آمده: 

خبری چند سطری اما نامعلوم و نامفهوم و حاکی از سفر تنی چند از رفقای مالزیایی بزرگواری در استان که به ایران و مشهد مشرف شده و سپس با معاون اقتصادی استاندار، دیدار و گفت و گویی علی الظاهر یک طرفه داشته اند، اما... متن خبرش به نحوی تنظیم شده، گویی عنقریب اتفاق بزرگی در سپهر دیپلماسی اقتصادی استان ما و سومین اقتصاد برتر شرق آسیا، مالزی کبیر رخ خواهد داد و به وقوع خواهد پیوست! 

مصداق بارز و روشنی که برای تأیید بخشی از این قصه ی پر غصه، داغا داغ تقدیم می شود: توصیه می کنیم اول اصل این خبر را - مندرج در چند سطر جلوتر - بخوانید و بعد به این سطور برگردید و بعد کلاه تان را قاضی کرده و منصفانه قضاوت کنید که این چه وضع و رسم خبر نویسی است و شما از این خبر چه می فهمید؟!

خبری که:

۱. نه نام این بزرگواران و میهمانان و زائران غیرایرانی امام رضا(ع) مشخص است و نه فامیل آنها تا بتوانیم لااقل از طریق جست و جو در اینترنت، پاسخ سئوالات مان را بیابیم و به عوض آن عالیجناب ناشی، ما این نقص مهم را جبران کنیم و به سهم خود، احترامی، تجلیل و تکریمی از ضیوف رضوی!

۲. نه سمت و عنوان و شغل آنان معلوم است! این که این میهمانان، آیا از مقامات دولتی هستند و طی یک سفر رسمی و در قالب یک هیئت با دستور کاری مشخص به مشهد سفر کرده اند؟ اگر این گونه هست (چراکه اتفاقاً اسم «هیئت» هم برده شده) خوب، رئیس این هیئت کیست و نام و سمتش چیست؟! 

یا نه، این میهمانان، از فعالان اقتصادی بخش خصوصی اند و مثلاً تاجرند؟ یا شاید هم مهندس و معمار باشند و شاید هم فعال در صنعت گردشگری و فعال فرهنگی و تاریخی، چراکه طرف ایرانی، حرف از احداث «باغ مشاهیر» در مشهد با مشارکت طرف مالزیایی می زند!

یا شاید هم، صاحب یک آژانس مسافرتی هستند و برای گفت و گو در باره ی جذب گردشگر دو طرفه (یعنی اعزام گردشگر دینی از مالزی به مشهد و متقابلاً گردشگر سیاحتی از مشهد به مالزی) به مشهد آمده اند! خدایی هیچ چیز این خبر، معلوم نیست!

۳. حتی معلوم نیست این بزرگواران، از کدام شهر و استان مالزی به مشهد سفر کرده اند تا بر اساس ظرفیت ها و توانمندی های کلان شهرها یا جزائر ۸۷۸ گانه اش، بتوان هدف آنان از این سفر را حدس زد؟ مثلاً اگر یکی از آنان، لباس مفتی ها و علماء و روحانیون مالزیایی را بر تن داشت، می توانستیم تا حدودی، حدس بزنیم شاید موضوع، علاوه بر «باغ مشاهیر» مرتبط با نشر «فرهنگ رضوی» هم باشد!

۴. حتی یک جمله ی کوتاه از صحبت های این دو - سه میهمان غیرایرانی هم، متأسفانه بازتاب نیافته تا بفهمیم این عزیزان، برای چه یازده - دوازده ساعت در هواپیما نشستند تا به ایران و تهران و مشهد برسند؟ و کلاً با چه هدفی آمده اند و برای چه پروژه ای و چه کاری و آیا به اهدافشان رسیدند؟

۵. کوتاه سخن، حتی چنین گمانه زنی کردیم که شاید این میهمانان، از چهره های امنیتی مالزی باشند که نه اسم و رسمی از آنان منتشر شده و نه حتی خوش اقبال بودند تا عکاس هنرمند این نشست، لااقل از آنان یک عکس درست و حسابی بگیرد.

تصاویری زیبا تا بتوانیم در بخش «میهمان فرهیخت» تارنما، از آنان یاد کنیم و عکسی منتشر، در حالی که در تمامی تصاویر، این چهره ی آقای معاون استاندار شاخص است و در مرکز لنز دوربین! 

و گلایه مندیم چون دو تصویر از کلاً چهار تصویر این نشست، متأسفانه بیشتر عکس پَسِ کله ی مبارک میهمانان افتاده، تا صورت منوّرشان! (و خجالت هم کشیدیم از میهمانان و زوار غیرایرانی رضوی که آن تصاویر ناپسند را اینجا باز نشر کنیم!)

۶. و بالاخره، کلام آخر، اگر این هیئت عالی رتبه ی جمعاً دو سه نفره، بنا به گفته ی آقای معاون استاندار، آن قدر عالی رتبه و مؤثر در روابط میان استان خراسان رضوی و کشور مالزی است، پس چرا خود در وسط میز کنفرانس نشسته اید و آنان را مانند ارباب رجوع و رعیّت، در سمتی دیگر نشانده اید؟! 

اگر سفر آنان رسمی است و هیئتی عالی رتبه و مؤثر در روابط فیمابین دو کشورند، می بایست وفق عرف متداول در آداب تشریفات بین الملل، نماینده ی کشور صاحب سومین اقتصاد بزرگ جنوب شرقی آسیا در یک طرف و نمایندگان ایرانی در طرف دیگر و  دقیقاً روبروی هم نشسته، پرچم ایران و مالزی بر روی میز موجود و نماینده ی وزارت امور خارجه نیز حاضر و خبرش نیز در وبگاه این دفتر نمایندگی نیز منتشر می شد که هیچ کدام از این اتفاقات مبارک نیفتاده است! 

پس حق بدهید که باز بگوییم: امان از «پوپولیسم» و «عوام گرایی» که هر روز به بهانه ای به «دروازه ی خودی» گل می زند و تاکنون هزاران بار، هم شهر و استان را بیچاره کرده و هم فرهیخت و فرهیختگان را...

درود و بدرود

و اما اصل خبر:

استقبال از اجرای طرحهای مشترک بین خراسان و مالزی

معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خراسان رضوی در دیدار با هیات مالزیایی گفت: ما با کشورهای مسلمان احساس قرابت و نزدیکی داشته و رغبت به ایجاد همکاری و روابط موثر داریم.

به گزارش اداره کل روابط عمومی استانداری خراسان رضوی، ابوالفضل چمندی عصر امروز در دیدار با هیات اقتصادی مالزی با برشمردن برخی ظرفیت های استان خراسان رضوی اظهار کرد: از اقدامات مشترک با این کشور مسلمان بسیار استقبال می‌کنیم. 

وی با اشاره به اینکه مشاهیر استان، بخشی از هویت و فرهنگ ایران و اسلامی ما هستند، گفت: می‌توانیم در طرحی مشترک! از تجربه طرف مالزیایی برای ایجاد باغ مشاهیر خراسان! بهره ببریم و اولین قدم در زمینه همکاری بین دو کشور را از موضوعات تاریخی- گردشگری آغاز کنیم.

معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری خراسان رضوی فاصله جغرافیایی! را علت کم بودن مراودات اقتصادی دو کشور خواند و گفت: امیدواریم این سفر! نقطه آغازی! برای گسترش روابط بین استان خراسان رضوی! و کشور مالزی! باشد.
(بزرگوار: ما ایرانی ها در قلب قاره ی آمریکا، خط تولید تراختور راه اندازی کردیم! مالزی که در برابر ونزوئلا می شود بغل گوشمان! فاصله ی جغرافیایی کجا بود؟)

منبع : اداره کل روابط عمومی استانداری خراسان رضوی




:: لینک کوتاه مطلب :: farhikhtt.ir/post/3724


Share
نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.


تارنمای فرهیخت

آمارها و بازدیدها