دیپلماسی❜ دانشگاهی/ در مشهد چه خبر است؟ و در دانشگاه فردوسی که خبر از رشد ۲۰۰ درصدی جذب دانشجوی خارجی آن هم فقط طی سه ماه می دهد؟

  • بازدید: ۳۸۴
دانشگاهی/ در مشهد چه خبر است؟ و در دانشگاه فردوسی که خبر از رشد ۲۰۰ درصدی جذب دانشجوی خارجی آن هم فقط طی سه ماه می دهد؟
دانشگاه فردوسی مشهد

❖ فهرست مطالب

❖ بخش اول: روایت مختصر، برای آنانی که فرصت ندارند:

یادداشت فرهیخت: به نام خدای راستگویان، تا چند روز پیش، هر صاحب قلمی که از ما می پرسید آخرین آمار دانشجویان غیر ایرانی دانشگاه فردوسی مشهد چیست؟ قاطعانه به او پاسخ می دادیم: دو هزار نفر ... 

آن هم به استناد آخرین اظهار نظرهای صریح رئیس این دانشگاه مورخ  ۴ بهمن ۱۴۰۲ که در حضور شخص وزیر و مسئولان وزارت خانه ی متبوع اعلام شده است. 

اما نمی دانیم یهو چطور شد که همین چند روز پیش یعنی ۹ خرداد ۱۴۰۳، رئیس دانشگاه طی مصاحبه ای، آمار دانشجویان غیرایرانی را به جای دو هزار نفر، به یک باره، چهار هزار نفر!! اعلام کرد و این یعنی رشدی ۲۰۰ درصدی! یا خدا...

حال سئوال اینجاست: مادامی که طبق مقررات قانونی، واحدهای دانشگاهی می توانند حداکثر ده درصد ظرفیت کل دانشجویان خود را به پذیرش دانشجویان غیرایرانی اختصاص بدهند و نه بیشتر! و این پیمانه برای دانشگاه فردوسی با احتساب ۲۵ هزار نفر کل دانشجویان، عدد دو هزار و ۵۰۰ نفر می شود، بنابراین متحیّر مانده ایم مگر طی این سه ماه مفید گذشته، چه اتفاق خاصی رخ داده که آمار جذب دانشجویان غیرایرانی این دانشگاه، به یکباره ۲۰۰ درصد رشد کرده و به عدد چهار هزار نفر بالغ شده؟! مگر شیشه بود که بادش کردند یا خمره ی رنگرزی؟

گویا این ویروس غلوّ گویی ها، بزرگ نمایی آمارها و تناقضات عددی برخی از مسئولان شهری و استانی ما، به سومین دانشگاه کشور (از نظر قدمت) هم سرایت کرده است.

فقط یک دانشگاه فردوسی بود که تا حالا برچسب «دیپلماسی دروغ» نخورده بود که اگر پاسخ قانع کننده ای عنقریب نبینیم، به زودی می خورد، اما حالا هر بخش پرتال عظیم این دانشگاه، یک چیزی می گوید و بخش دیگرش، چیزی دیگر، تا جایی که آدم مات و مبهوت می ماند و نمی داند کدامیک را باید باور کند و به کدام یک استناد؟

⚠️ به عنوان مثال، هم اکنون، صفحه ی اول وبگاه رسمی دانشگاه فردوسی مشهد، آمار دانشجویان غیر ایرانی را ۱۷۰۰ نفر! درج نموده است؛
اما همین تارنما در صفحه ی اداره ی دانشجویان بین المللی خود، آمار این دانشجویان را دو هزار و ۵۰۰ نفر اعلام می کند. بالاخره کدام عدد و رقم درست است؟ تکلیف را روشن کنید!

حال بگذریم که همین وبگاه، آمار کل دانشجویان اعم از ایرانی و غیر ایرانی را، ۲۴ هزار نفر اعلام کرده در حالی که رئیس دانشگاه در آخرین اظهار نظر آماری، آن را ۲۷ هزار نفر بر می شمرد، یعنی سه هزار نفر بیشتر.... علی برکت الله...

نمایی از مراسمی که رئیس دانشگاه در حضور وزیر علوم، آمار دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد را دو هزار نفر اعلام می کند.

و بخش غمناک داستان اینجاست که صفحه ی ویکی پدیای دانشگاه، در تازه ترین به روزرسانی خود، رقم کل دانشجویان را سی هزار! نفر و آمار دانشجویان غیرایرانی را دو هزار! نفر بر شمرده است.

این همه، در حالی است که همین ۵۴ روز پیش بود که نوبت اول آزمون سراسری کنکور دانشگاه ها در کشور برپا شد! تازه، نوبت دوم این آزمون، هنوز برگزار نشده و تا اعلام نتایجش ۱۱۵ روز دیگر فرصت باقیست! 

براستی معلوم هست در مشهد و در دانشگاه فردوسی چه خبر است؟! مگر شعار دانشگاه، «خرد باید و دانش و راستی» نیست؟ مگر کسب مرجعیت علمی و حفظ جایگاه دوم میزبانی از دانشجویان خارجی، هدف و افتخار این دانشگاه نیست؟

کجای دنیا، هنوز نتایج آزمون معلوم نشده، یک شبه، دو تا پنج هزار نفر به شمار دانشجویان دانشگاه یشان اضافه می کنند؟ ۲۵ و ۲۷ هزار نفر چطور به یکباره ۳۰ هزار نفر می شود؟ چطور همچین چیزی ممکن است؟ مگه داریم؟ مگه می شود؟

این چه سبکی از خردورزی است که هر بخشی از منظومه ی اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی، هر کدام ساز جداگانه و بعضاً متناقضی می زنند!

وبگاه رسمی دانشگاه فردوسی، آمار دانشجویان غیر ایرانی را در صفحه ی اصلی ۱۷۰۰ نفر و در صفحات داخلی ۲۵۰۰ نفر درج نموده است
❖ پاسخ روابط عمومی دانشگاه چیست؟

هرچند امکان انتشار این یادداشت انتقادی، از فردای همان روز فراهم بود، اما به احترام دیپلماسی اول این دیار یعنی دیپلماسی دانشگاهی، سه هفته صبر کردیم تا شاید، خبری در تأیید و یا اصلاحیه ای در این راستا منتشر شود و تناقضات اصلاح شود!

اما متأسفانه تا این لحظه، نه خود روابط عمومی دانشگاه فردوسی مشهد، توضیحی در باره ی این انفجار ارقام ارائه نموده؛

و نه خبرنگار کاربلد و مجربی از رسانه های بومی و یا کشوری، حساسیت حرفه ای به خرج داده و از متصدیان امر، سئوالی در این باره پرسیده که بالاخره قسم حضرت عباس(ع) تان را باور کنیم، یا دم خروس را؟

فقط دلمان کمی به اقدام حرفه ای و اصلاح جویانه ی اخیر خبرگزاری ایرنا خوش است که در تازه ترین مصاحبه ی رئیس دانشگاه، زیر بار این آمار کیلویی نرفته و شمار کل دانشجویان را ۲۵ هزار نفر و دانشجویان بین‌الملل را افزون بر ۲ هزار نفر ذکر کرده است.

هرچند همین ایرنای فراموشکار، نهم خرداد، همین خبر را بدون هیچ بررسی و تحلیل اولیه، سریعاً با تیتر تحصیل چهار هزار دانشجوی بین الملل در این دانشگاه تیتر زد و هنوز هم اصلاح نکرده است.

بگذریم که در قسمت اول این نوشتار، وعده به خلاصه گویی دادیم. بنابراین به همین اندازه بسنده کرده، شوق مندان کسب اطلاعاتی بیشتر را به بخش دوم یعنی «شرح مبسوط» راهنمایی می کنیم.

امید که مسئولان دانشگاه فردوسی مشهد، با روشنگری به موقع و بلکه در اسرع وقت، ثابت کنند که اظهارات پوپولیستی و پروپاگاندایی، اگر هرجای دیگر این شهر خریدار دارد، در دانشگاه علم و حکمت منسوب به ارض اقدس عالم آل محمد(ص)، جایی ندارد.

همچنین اجازه ندهند تا اعتماد مردمی نسبت به آمارهای منقول از سوی برخی مسئولان این دیار، بیشتر از سطح اقل موجود، کاهش یابد.

بعد از انتقاد فرهیخت که چرا وبگاه امور بین الملل دانشگاه، به روز نمی شود و تک بنر بزرگ صفحه، متعلق به سال ۱۴۰۰ یعنی سه سال پیش هست، مدیریت وبگاه، این بنر جدید را قرار داده، بنری که در تیرماه ۱۴۰۳ منتشر شده و مؤید نظر ماست! جالب آن که آمار دانشجویان غیر ایرانی را در همین بنر تازه، ۱۷۰۰ نفر ذکر کرده و نه چهار هزار نفر ادعایی رئیس دانشگاه!
❖ بخش دوم: و اما شرح مبسوط:

آلفرد هیچکاک فیلمساز بزرگ سینما یک گفته ی مشهوری دارد، مبنی بر این که برای ساختن یک فیلم خوب سه چیز لازم است: اول فیلمنامه، دوم فیلمنامه و سوم هم باز فیلمنامه؛

امروزه اگر فناوری نوظهور هوش مصنوعی هم به سرعت و دقت پاسخگویی هایش می نازد و در سپهر تولید محتوا می بالد و می تازد، دقیقاً به خاطر این دلیل است که به پیر و پیغمبر، فقط سه چیز دارد: اطلاعات و آمار، اطلاعات و آمار و اطلاعات و آمار؛ همین و بس...

این فراز ارزشمند از زبان دانشمندان علم مدیریت، مؤید احصاء طلبی های موثق ماست. همان جمله ای که بارها در این تارنما یادآور شدیم و از بس مفید فایده هست، باید آن را با آب طلا نوشت و قاب گرفت و به دیوار زد: «تنها آن چیزی مدیریت می شود که اندازه گیری می شود!»

بنابراین، اگر نسبت به صحت و سقم آمارهای اعلامی حوزه ی بین المللی شهر بویژه در عرصه ی دیپلماسی دانشگاهی، حساس و پیگیر هستیم، بدین خاطر است:

یک پژوهشگر و نویسنده، اساساً از رهگذر مقایسه ی همین شاخص اعداد و ارقام است که می تواند نمودار هندسه ی ساختار و نظام ارزشیابی عملکرد یک جامعه ی هوشمند، یک سازمان هدفمند و حتی یک خانواده ی پویا را ترسیم، تحلیل و ارزشیابی کند و رشد یا رکودش را تشخیص بدهد. از آمار غلط، چه خروجی منطقی توقع می توان داشت؟
❖ منابع و مآخذ دو هزار و چهار هزار دانشجو کجاست؟

همان طور که در بخش اول این نوشتار، مختصراً اشاره کردیم، دکتر مسعود میرزایی رئیس دانشگاه نه در یک مصاحبه ی معمولی بلکه در آیین افتتاحیه اجلاس رؤسای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، پژوهشی و فناوری کشور و در حضور دکتر زلفی گل وزیر علوم، تحقیقات و فناوری که مورخ ۴ بهمن ۱۴۰۲ در دانشگاه فردوسی مشهد برپا شد، صراحتاً گفت:

دانشگاه فردوسی مشهد اکنون نزدیک به ۸۰۰ عضو هیأت علمی و ۲۵ هزار دانشجو دارد که ۲ هزار نفر از آن ها دانشجویان بین الملل هستند.

اما در کمال تعجب، نمی دانیم یکهویی چه شد که ۹ خرداد ۱۴۰۳ یعنی چهار ماه بعد، وی در دیدار با مدیرعامل گروه مپنا، اعداد و ارقام دیگری را ذکر کرد و گفت:

دانشگاه فردوسی مشهد با قریب به ۸۰۰ عضو هیئت علمی، ۲۷ هزار دانشجو و چهار هزار!!! دانشجوی بین‌الملل، ظرفیت بالایی برای ارتباط با جامعه و صنعت در خود دارد!

و از همه عجیب تر، رسانه های منفعل شهر و استان ما که یکی پس از دیگری، این خبر وبگاه خبری دانشگاه را مسلسل وار منتشر کردند؛

حتی همین ایرنای عزیز، لعبت «چهار هزار نفر!» را هم تیتر اول خود قرار داد و نپرسید که آقای دانشگاه، این دو هزار نفر دانشجوی اضافه را از کجای تان درآوردید؟ از تو لپ لپ؟

❖ چرا این زاد و ولد ۲۰۰ درصدی آمار، باورپذیر نیست؟

همین امروز رئیس دانشگاه تبریز، طی مصاحبه ای، از رشد ۳.۵ برابری پذیرش دانشجوی بین المللی آن هم طی دو سال گذشته خبر می دهد و می گوید ۶۴۰ نفر  ما شده ۲۱۰۰ نفر اما طی دو سال!! ولی یکی نیست از جماعت مشهدی ها بپرسد که:

مگر چه اتفاق خاصی طی این سه ماه گذشته در ساحت دیپلماسی دانشگاهی و آکادمیک شرق کشور رخ داده که آمار جذب دانشجویان غیرایرانی این دانشگاه، با رشدی یهویی ۲۰۰ درصدی! به عدد باورنکردنی چهار هزار نفر آن هم طی سه ماه می رسد؟!

مثلاً آیا تسهیلات ویژه و اختصاصی در قالب یک بخشنامه ی فوری از سوی وزارت خانه ی متبوع به دانشگاه های شرق کشور اعطا شده که اگر چنین می بود، باید آمارهای دانشجویان غیرایرانی سایر دانشگاه های این خطه مانند علوم پزشکی، آزاد اسلامی و حتی دانشگاه حکیم سبزواری نیز چنین جهشی می کردند؛ در حالی که این طور نیست!

حتی حدس «سهو لسان» یا همان اشتباه تایپی و از این حرف ها هم در میان نیست که اگر  چنین بود، باید طی این بیست روز گذشته به نحوی اصلاح می شد!

مضافاً، دانشگاه فردوسی، از ورود ۱۵۰ دانشجوی خارجی به دانشگاه به سادگی نگذشته و در اقدامی تحسین برانگیز برای آنان، مراسم جشن ورود به دانشگاه برگزار کرده است؛ بعد چطور می شود این دانشگاه سوژه طلب، از خیر جشن دو هزار نفر دانشجوی جدیدالورود به همین راحتی بگذرد؟ سه روز پشت سر هم عزای عمومی، ببخشید، جشن عمومی هم در سراسر استان اعلام کند، جا دارد!

❖ حدس اول: شاید عامل زاد و ولد آمار، رقابت دانشگاه های محلی با هم است

چرا بالاجبار باید حدس بزنیم؟ چون یک انسان عاقل، هر کاری که می کند، از دو حالت بیرون نیست: ۱. یا برای جذب منفعت است یا ۲. دفع ضرر و سومی هم ندارد.

بنابراین، از آنجایی که علی رغم گذشت سه هفته از اعلام این خبر کهکشانی، هنوز هیچ توضیحی از سوی مدیریت های مشعشع این دانشگاه ارائه نشده، لذا بالاجبار، چند حدس و احتمال ممکن را در این خصوص، با هم مورد بررسی قرار می دهیم، شاید به نتیجه ای رسیدیم.

همچنین به منظور هم افزایی آراء و دیدگاه ها و نیز کسب اطلاعاتی بیشتر، نظرات مطلعینی آشنا به مباحث دانشگاه های استان را هم جویا شدیم.

در حین هم کلامی، چند حدس و گمان هم مطرح شد که از جمله ی آنها، این بود شاید این رشد چشمگیر و جهشی آمار دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد، ریشه در رقابت درون سازمانی این دانشگاه با برخی از واحد‌های دانشگاهی شهر و مثلاً دانشگاه علوم پزشکی مشهد دارد؟ 

چراکه چندی پیش معاون بین‌الملل دانشگاه علوم پزشکی مشهد از رشد ۵۰ درصدی دانشجویان بین‌الملل رشته‌های پزشکی خبر داده و گفته بود هم اکنون ۴۰۰ دانشجوی غیرایرانی در این دانشگاه، به تحصیل مشغول هستند؛

چه بسا اینها هم خواستند از این قافله و مسابقه و رقابت عقب نمانند و با رشدی دو برابری، آمار دو هزار تا را چهار هزار نفر اعلام کردند!

قدر مسلم، از آنجایی که هرگونه افزایش شمار دانشجویان غیرایرانی، خارج از چهارچوب ضوابط و مقررات ابلاغی وزارتین عتف و بهداشت و درمان، ممنوع بوده و نیازمند تصویب نهادهای بالادستی چون شورای عالی فرهنگی کشور است، لذا این حدس و گمان، محلی از اعراب و توجه ندارد.

❖ حدس دوم: و شاید کسب جایگاه بالاتر در نظام رتبه بندی و یا جذب بودجه بیشتر؟

🔹️ از آنجایی که ارتقای حتی یک درجه مقام، جایگاه و منزلت علمی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در نظام های رتبه بندی و ارزشیابی داخلی و خارجی، از اهمیت فزاینده ای  برای آنان برخوردار است و موضوع حیثیتی است؛

🔹️ و با عنایت به این که همین بحث علی الظاهر ساده، از سویی باعث ایجاد تشخص (پرستیژ) و اعتبار اجتماعی بیشتر دانشگاه مزبور می شود و از سویی دیگر، عامل اشتیاق و جذب هرچه بیشتر دانشجویان خارجی برای انتخاب دانشگاه مذکور به عنوان دانشگاه محل تحصیل؛ 

حال اگر به این دو مبحث بالا، این دو موضوع زیر را هم بیفزاییم: 

🔹️ قریب به اتفاق بودجه های دانشگاه های دولتی، از محل اختصاص اعتبارات و تزریق منابع از سوی وزارت خانه های متبوع تأمین می گردد و افزایش شمار دانشجویان خارجی، تأثیر زیادی در جذب منابع بیشتر مالی دارد؛

🔹️ دریافت شهریه ی تحصیلی دانشجویان خارجی با ارز خارجی «یورو»، خود نیز به تنهایی یکی از مهمترین عوامل اشتیاق دانشگاه ها به جذب داوطلبان تحصیل از خارج مرزهاست، چراکه به افزایش منابع مالی و سطح درآمدزایی سازمان، کمک معتنابهی می کند؛

🔴 در نتیجه: سرجمع همه ی موارد فوق الذکر، افزایش کمی شمار دانشجویان خارجی را توجیه پذیر و مطلوب مدیران می کند. 

زدن یک تیر با دو نشان هم هست: تیر کسب وجاهت بیشتر برای دو هدف: ۱. احراز رتبه ی بالاتر در «نظام رتبه بندی» داخلی و خارجی و ۲. «جذب بودجه ی بیشتر»؛

هر چند نباید فراموش کرد که دانشگاه ها برای تحقق کامل هر دو هدف کسب رتبه و بودجه، باید مستندات موثق ارائه کنند و صرف آمارسازی، نمی توانند حتی یک رتبه بالاتر آمده و یا یک ریال  بودجه ی بیشتر جذب کنند؛

اما چه کنیم که برخی از مسئولان ما، سالهاست بر اثر غفلت رسانه های پویا، به همین اظهارات پوپولیستی و پروپاگاندایی و دلخوش کنک، خوش تیتر برای رسانه ها و ترکاندنی در فضای رسانه و... متأسفانه عادت و خو کرده اند؛ حتی اگر در انتها، هیچ نتیجه و عائدی هم نصیب سازمان آنان نشود!

❖ حدس سوم: آیا همه ی این دو هزار دانشجوی جدید، از اتباع هستند؟

همان طور که می دانید، پس از روی کار آمدن طالبان بر حاکمیت افغانستان مظلوم، خیل عظیمی از مردم بی دفاع این کشور، روی به مهاجرت به سایر کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران آورده اند.

طبیعی است با توجه به اشتراکات فراوان، کلان شهر زیبای مشهد، نخستین، نزدیکترین و در دسترس ترین مقصد اقامتی برای اتباع خارجی از کشور افغانستان باشد.

اهم این اشتراکات، می تواند «زبان فارسی» به عنوان زبان محاوره ای مشترک باشد. همچنین است همسانی باورهای دینی و اعتقادات مذهبی و نیز آداب و رسوم فرهنگی؛

و در این میان - و بلکه از همه مهمتر - نباید طبع گرم و میهمان نواز مردم کشورمان به طور اعم و حس زائردوستی شهروندان مشهدی و مجاوران امام رئوف، حضرت امام رضا(ع) به طور اخص را از نظر دور داشت. 

علاوه بر اتباع خارجی از کشور افغانستان، شمار زائران کشور عراق، بسیار معتنابه است. آخرین آماری که به طور رسمی از زبان تولیت آستان قدس رضوی مطرح شد، دو هزار نفر بود که البته نیاز به راستی آزمایی دارد.

حتی در پرانتز بگوییم نه فقط در بحث دانشجویان خارجی بلکه در زمینه ی ثبت شرکت های خارجی هم، هم اکنون طبق آمار اعلامی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، ۵۰ درصد شرکت‌ های خارجی ثبت‌ شده در ایران متعلق به افغانستانی هاست!

و الباقی هم، ۲۵ درصد برای اتباع عراق و ۲۵ درصد باقیمانده متعلق به اتباع کویت، پاکستان، چین، عربستان، بحرین، هند و ترکیه است.

اما به هر تقدیر، هرچند بر اساس اظهار نظرهای مقامات مرتبط با وزارت علوم، ۹۰ درصد دانشجویان بین المللی در ایران از دو کشور افغانستان و عراق هستند، اما باتوجه به پروسه های وقتگیر ثبت نام و مصاحبه و استاد و کلاس و از همه مهمتر خوابگاه، چنین حدسی، چندان قابل اعتنا نیست!

❖ مگر ثبت نام، مصاحبه، تأمین استاد و کلاس و خوابگاه و... دو هزار دانشجوی جدید شوخی است؟

ناگفته پیداست اخذ مجوزهای قانونی اقامت در ایران، همچون سایر کشورها، مقررات و ضوابط و راهکارهای مخصوص به خود را دارد که امروزه یکی از پرتقاضاترین ویزاها، ویزای تحصیلی است. 

دانشجویان و دانش آموزان علاقه‌مند به تحصیل در مدارس و یا دانشگاه‌های ایران، بیشتر از این نوع ویزا استفاده می‌کنند. 

همچنین طلاب غیرایرانی نیز برای کسب علوم دینی، ویزای تحصیلی ایران را دریافت و به ایران سفر می‌کنند.

هرچند برخی از این دانشگاه ها و از جمله دانشگاه فردوسی مشهد برای دانشجویان تبعه کشور افغانستان، تخفیف هفتاد درصدی شهریه در نظر گرفته؛ 

اما با وجود همه ی این تسهیلات و ظرفیت ها، نه باورکردنی است و نه ممکن که نه صد یا دویست نفر بلکه دو هزار داوطلب غیرایرانی جدید، چه افغانستانی و چه از سایر ملیت ها مانند پاکستان یا حتی عراق و سوریه، توانسته باشند به این سرعت و علی رغم وجود انبوهی از محدودیت های سِنی و توان مالی، تطبیق شرایط و تمهید پیش نیازها، آماده سازی مدارک سوابق تحصیلی و... خاصه این دو محدودیت اساسی زیر، به این سرعت جذب دانشگاه فردوسی مشهد شوند:

🔴 زمان کم: طبق اعلام رسمی دانشگاه، فرصت ثبت درخواست تحصیل برای نیمسال اول ۱۴۰۴-۱۴۰۳ (مهرماه) از ۱۶ اردیبهشت ماه آغاز و ۱۵ خرداد ماه یعنی ۱۵ روز پیش پایان یافته است. 

بدیهی است آماده سازی مدارک لازم، ثبت الکترونیکی دو هزار درخواست و سپس احراز صلاحیت ها وفق سوابق علمی و بررسی مستندات تحصیلی داوطلبان همچنین اعلام نتایج، نمی تواند عملاً طی این زمان کم یک ماهه صورت گرفته باشد!

🔴 ظرفیت کم: ظرفیت پذیرش هم نکته ی مهم دیگری است که حتماً باید به آن توجه شود. بالاخره دانشگاه هست و نه استادیوم ورزشی و این افراد، همه جویندگان علم و مهارت هستند و نه جسارتاً هواداران یک تیم فوتبال که بتوان آنها را اتوبوسی، وارد فضای استادیوم و از آن خارج کرد! 

به عنوان نمونه، در مورد دانشگاه علوم پزشکی مشهد، فقط تا ۱۰ درصد مجموع ظرفیت دانشجویان این دانشگاه را می توان به دانشجویان بین‌الملل آن هم مطابق مصوبه ی قانونی اختصاص داد.

و بدیهی است ظرفیت جذب دانشجویان خارجی، برای هر سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکنری اصلاً معتنابه نیست!

بر اساس آگهی های تبلیغاتی دانشگاه فردوسی که در وب سایت وزارت خارجه ی ج.ا.ایران نیز منتشر شده، ظرفیت پذیرش رایگان دانشجو برای بورسیه ی فردوسی، هر ساله ۱۲ نفر در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری ذکر شده است.

🔴 امکانات کم: دوستی که محل مشورت قرار گرفته بود، می گفت: 

اصلاً همه ی این مباحثی که تاکنون مطرح کردید، به کنار، فقط یک قلم آن هم «تأمین خوابگاه» برای دو هزار دانشجوی خارجی می دانید چه معنی می دهد؟ و چه کار سخت و زمانبری است؟

بالاخره این دانشجویان خارجی جدید الورود احتمالی، قاعدتاً باید فاقد مسکن در مشهد باشند و ایرانی و مشهدی هم نیستند که بتوانند به محض اتمام کلاس ها، با آسودگی خاطر، به منازل خود و نزد خانواده های شان برگردند.

حال علاوه بر مدارک و مستندات لازم برای ثبت نام، پیش نیازهای وقت گیر دیگری چون مصاحبه ی انفرادی با تک تک این دانشجویان هم وجود دارد. می دانید مصاحبه با صد نفر، یک ماه وقت می خواهد تا چه برسد به دو هزار دانشجو! فتأمل...

❖ سخت نگیرید. با امیدآفرینی، بگذارید و بگذرید

شاید گفته شود ما سخت گیری کرده و اصطلاحاً مته به خشخاش می گذاریم، و بلکه برعکس، کسی چنین بگوید: 

اتفاقاً این جهش آماری، باید مایه ی خوشحالی و اقبال شما باشد که طرفدار توسعه ی دیپلماسی دانشگاهی هستید، نه باعث ادبار شما؟! پس خرسند باشید و آن را در ستون خبرهای خوب تارنمای فرهیخت، پررنگ و بولد کنید.

بله، قاعدتاً باید اهالی فرهیخت، همیشه و در همه حال، از رشد کمی و کیفی شاخص های توسعه یافتگی در همه ی عرصات بویژه آموزش عالی آن هم در شهر علم و فقاهت، دیار امام مهربانی ها و ارض اقدس عالم آل محمد(ص)، مشعوف باشیم و بلکه آرزوی دیرینه ی همه ی ماست.

اما چه کنیم که «مرا عهدیست با جانان» و فقط با صاحب حقیقی این دیار، امام راستگویان، حضرت اباالحسن الرضا (علیه افضل الصلواه والسلام) که:

اولاً: با مجاوران و زائران رضوی، از سر صدق و صفا و راستی سخن بگوییم، همان طور بر اساس شعار «برکت و کرامت» این دیار، غیر از این نیز نباید متصور باشد؛

و ثانیاً، مگر هم مجاوران و هم زائران بویژه زائران غیرایرانی، از همین موضع اتفاقات بین المللی شهر و از جمله بزرگ‌نمایی آمارها، کم صدمه و ضربه خورده اند؟ 

تا جایی که در برخی اوقات، نام «مشهد» بیشتر از آن که یادآور اتفاقات خوب و شگرف باشد و به همین خاطر، در صدر رسانه های خبری آن طرف آب برده شود، برعکس، به خاطر اتفاقات و اظهارات شاز، شُهره می شود.

تازه ترین دسته گل، همین اعلام آمار غلوآمیز و غیر قابل اثبات حضور حداقل سه میلیون! عزادار در مراسم تشییع پیکر جمهور شهید و همراهانش در شهری بود که کلاً ۳.۵ میلیون نفر جمعیت سرشماری شده دارد!

اصلاً نیازی نداشت شهردار مشهد با این آمار دادن های کیلویی، خود و مجموعه خدوم شهرداری و شهر را در مظان راستی آزمایی اجانب، اتهام و بلکه ریشخند دوست و دشمن قرار دهد! آن هم با قید «حداقل»؛ اصلاً چه ضرورتی داشت؟

و قبل تر از آن، آتش زدن کنسولگری عربستان در مشهد بود تا پاشیدن اسپری فلفل به چشم دختران و بانوان در پشت درب ورزشگاه بین المللی امام رضا(ع) و تا دزدیده شدن کفش های حسن تفتیتان دونده ی خراسانی در یک تورنمنت بین المللی در همین ورزشگاه؛

بنابراین به حکم عقل سلیم و به استناد این که انسان نباید از یک سوراخ، چند بار گزیده شود، به فرهیخت حق بدهید پس از این اتفاقات ناخوشایند، از هرگونه آمارسازی خصوصاً از نوع وحشتناکش، بیم و هراس داشته باشد؛

یک دوست قدیمی به طنز می گفت: نمی دانیم چه عنصر ناشناخته ای در خاک و آب مشهد - این خطه ی شدیداً آمارپرور - هست که بعضی از مسئولان ما را گویی برای آمارگویی های مبالغه آمیز، قلقلک و تحریک می کند!

حال، آیا ضرب المثل قدیمی: «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسد؛» را شنیده اید؟ 

به قول گل آقای فرهیخت، در این دیار، کاری کرده اند که دیگر کلاهی برای آمار نمانده؛ طفلک زشت و ترساننده شده؛ هم خود «آمار» و هم اگر «الف» و کلاهش را بردارند، یعنی «مار» ... 

❖ سخن پایانی؛ کم گو، گزیده گو 

امروزه جذب دانشجو در جهان به یک صنعت با گردش مالی بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار تبدیل شده است، پس از دل خوشمان نیست که برای این موضوع، این قدر وقت و انرژی می گذاریم.

اما همان طور که در ویژه صفحه ی «دیپلماسی اول، دانشگاهی» همین تارنما نیز گفتیم، متأسفانه از سه سال پیش به این طرف، همچون عشاق، فقط درد می کشیم، 

آن هم درد «فقدان آماری» که گاهی از این طرف بام می افتد و گاهی از آن طرف دیگرش...

این از مشهدی که آمارهایش یک شبه، دویست درصد رشد می کند و این هم از کل کشور که سه سال آزگار است نمی تواند آمار دقیقی از شمار دانشجویان بین المللی شاغل به تحصیل در ایران ارائه دهد! (آخرین آمار رسمی، مربوط به سال ۱۴۰۰ است.) 

حال در این شرایط وانفسا که اختلاف آماری تعداد دانشجویان بین‌الملل در ایران، پنج و ده درصد منطقی و معقول نیست، بلکه ۱۳۰ درصدی و حشتناک است!؛

چه جای آن که بخواهیم حرف از گل و بلبل و تحقق سند چشم انداز بیست ساله ی کشور، تحقق مفاد برنامه ی هفتم توسعه ی کشور و یا عملی شدن شعارهایی چون «دانشگاه تمدن ساز» و  یا رقابت در جذب دانشجویان خارجی با کشورهای همسایه بزنیم؟

همین چهار روز پیش بود که مطلع شدیم دو دانشگاه ترکیه، در فهرست ده دانشگاه برتر جهان قرار گرفته اند. دانشگاه فنی استانبول (İTÜ) و دانشگاه عبدالله Gül در رتبه‌بندی جهانی Times Higher Education (THE) در سه دسته ی «آموزش با کیفیت»، «پایان دادن به فقر» و «اقدام برای آب و هوا» در بین ده دانشگاه برتر جهان قرار گرفتند.

کسب این موفقیت های ارزنده برای کشور همسایه ی ترکیه، قطعاً پیام ها و پیامدهایی هم باید برای سایر رقبا بویژه دانشگاه های کشورمان ایران و از جمله مراکز آموزش عالی استان پهناور و استراتژیک خراسان رضوی داشته باشد.

بی شک یکی از این پیغام ها این است که باید با هم افزایی تمام ظرفیت های بالفعل و هدایت پتانسیل های بالقوه در راستای تحقق اهداف، با سرعت و دقت و از همه مهمتر، هوشمندانه گام برداشت و حتی ذره اپسیلونی پرداختن به حواشی و اقدامات پوپولیستی و پروپاگاندایی سم مهلک است.

برخی از کشورها و شهرهای دنیا، آن قدر کم منفعت و کم فضیلت اند، که مجبورند به «مزیت سازی» روی بیاورند؛

اما کشور ما ایران دوست داشتنی، پنجمین کشور ثروتمند جهان از نظر ذخائر طبیعی با منابعی به ارزش ۲۷.۳ تریلیون دلار؛ و مشهدش، این دومین کلان شهر متوّل همین ایران ثروتمند؛ آن قدر پر مزیت که «لا تُعَدُّ ولاَ تُحْصی» است و شمارش آن از حدّ و حساب بیرون... 

و بلکه با مزیت منحصر به فردش یعنی وجود ذی جود عالم آل محمد(ص) و برخورداری از «اقیانوس زیارت» می تواند این ام القرای تشیّع با تکیه بر اقتصادی تک محوری اش، در سطح جهان اسلام تمام قامت عرض اندام کند؛

کما این که بر فرض محال، اگر روزگاری «نفت سیاه» هم از عربستان سعودی گرفته شود (که اتفاقاً در فکر سناریویی برای اقتصاد بدون نفت هم هستند) باز می تواند با تکیه بر ذخائر مالی انباشته و نیز درآمدهای اقتصاد تک محوری «زیارت و حج» حاصل از سفر حجاج بیت الله الحرام و حتی توسعه ی صنعت گردشگری و توریست، کشورش را اداره کند. 

پس بالذات چیزی کم نداریم که الحمدلله بالقوه، زیادی هم داریم و فقط باید این ظرفیت ها، به تدریج و با شتابی عقلایی و ضرب آهنگی هماهنگ، بالفعل شود که آسیب شناسی و خلق راهکارهایش را در این مقاله، شرح داده ایم. 

بنابراین تمام مسئولان این قلمروی الماس خیز رضوی، باید بیشتر از هر چیزی، متوجه این معنا باشند که برای «بزرگ نمایی» عملکرد خود، اصلاً نیازی به توسل به آمار بزرگ نمایی شده و بلکه غلوآمیز و اظهاراتی توده پسند ندارند!

پس لطفاً در کنار «تمرین آیین سخنوری» در خلوت، کمی هم «تمرین سکوت» در جلوت کنید که به فرمایش امیر سخن های حکمت آمیز، امام علی (ع)، مَن کثُرَ کلامُهُ، کثُرَ خَطاؤُهُ ... آن که کلامش زیاد باشد، لغزشش زیاد خواهد بود!

باور نمی کنید به خاطر همین پرحرفی های حضرات، آن قدر اشتباهات کلامی و افاضات فضایی مسئولان ما و ایضاً رسانه های منفعل مان در این شهر و استان، زیاد و بلکه سرریز شده که مجبور شدیم در تارنمای فرهیخت، سرفصل هایی به نام «واژه های بی ریشه» در کنار «فقر آمار» و «آدرس های غلط» ایجاد کنیم.

⚠️ معاون زیارت: مشهد، قطب گردشگری نیست! یا خدا؛ ⚠️شهردار سابق: امام رضا(ع)؛ برند مشهد است! چه بی ادب؛ ⚠️رئیس فعلی دانشگاه فردوسی: تولید علم کافی است، باید به سمت مصرف برویم! حتماً؛ ⚠️رئیس سابق همین دانشگاه: رسالت دانشگاه، مهارت آموزی نیست! ای جانم؛ ⚠️رئیس کتابخانه های استان: جشنواره امام رضا(ع) المپیک فرهنگی کشور است! تورنتو گفتی و کردی کبابم ⚠️ بخشدار چناران: آبشار اخلمد و بازدید سالانه ۲۰ میلیون گردشگر!؛ یعنی ده هزار درصد رشد؟ خدایا صبرمان ده ⚠️ حال گاف های چون اشباع هتل سازی! بختک خواندن زائرسراها! و ثبت جهانی عطار نیشابوری! و خیلی دیگر، همه بماند...

درود و بدرود...

تاریخ به روزرسانی: ۰ 


🅰️   مطالب مرتبط:
  • آشنایی با دیپلماسی دانشگاهی، دیپلماسی اول شهر و استان
  • :: لینک کوتاه مطلب :: farhikhtt.ir/post/5985


    Share
    • بحرانی
      دقت کردین یک ماهه دیگه هیچ کسی در مورد دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی چیزی نمیگه نه درباره آمارش و نه در باره خودشون!!
    • ناشناس
      دوباره شهردار مشهد مصاحبه کرده و با افتخار گفته که سه میلیون نفر!!! در مراسم تشییع رییس‌ جمهور در مشهد حضور داشتن! گرامیان. شما خودتان را خسته نکنید که جهل مرکب در این کوی و برزن بیداد می‌کنه. آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند
    • ناشناس
      دوستان دقت کردین از دانشجویان خارجی دانشگاه های مشهد کلاً ده تا عکس تو اینترنت پیدا نمیکنین!! چرا دانشگاه ها از برنامه های این دانشجویان عکس و خبری منتشر نمی کنن؟ یا واقعاً جشن و مراسمی برپا نمیشه یا اگه هست کسی نیست اینکار رو بکنه در تایید حرف شما میگم آیا همین یک مسأله برای اثبات غریبی و گمنامی آنها کافی نیست؟ یا امام رضای غریب
    • اولادی
      تا زمانی که دکتر کافی در رأس دانشگاه بود هیچ خبری از این اتفاقات ناخوشایند نبود. اگر خواهان برگشت دانشگاه به دوره درخشان سابق هستیم باید دکتر کافی به ریاست دانشگاه برگردد و الا آش همین آش خواهد بود و کاسه همین کاسه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

    نظرات مخاطبان