دیپلماسی❜ دانشگاهی/ آمار زوار غیرایرانی را تا ده میلیون داغ کرده اما همایش زیارت و گردشگری را ملی برگزار می کنید نه بین المللی! چرا؟ آیا به دلیل موثق نبودن آمار آنان نیست؟

  • بازدید: ۶۵۵
دانشگاهی/ آمار زوار غیرایرانی را تا ده میلیون داغ کرده اما همایش زیارت و گردشگری را ملی برگزار می کنید نه بین المللی! چرا؟ آیا به دلیل موثق نبودن آمار آنان نیست؟
دانشگاه فردوسی مشهد
اشاره:

گلایه های فرهیخت: انتشار خبر برپایی «همایش ملی برنامه ریزی و توسعه ی گردشگری» هرچند با رویکرد «ملی» و نه «بین المللی» به همت دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در ۲۳ آذر ماه ۱۴۰۲ (که البته به تاریخ جدید ۱۴۰۳/۲/۲۰ موکول شده)، موجب خرسندی دغدغه داران زیارت شد و ما هم به سهم خود، مساعی دست اندرکارانش را ارج می نهیم و سپاسگزاریم، 

اما ناگزیریم به لسان خواجه ی شیراز، حضرت حافظ علیه الرحمه اعتراف و گلایه کنیم «سخن درست بگویم نمی توانم دید.... که می خورند حریفان و من نظاره کنم!»

کنایه از این که اگر رخدادی مرتبط با مبحث و مقوله ی خطیر و فوق العاده مهم و حساس «زیارت و زائر» در ارض اقدس توس برپا شود، اما اصلاً و ابداً، حرف و سخن و محور و دستور کاری مرتبط با «زوار غیرایرانی» در آن نباشد؛

این بی اعتنایی ها و ندید گرفتن ها از سویی و آمارهای کیلویی دادن ها و هندوانه های زیر بغل فرمایشی از سوی دیگر، بی شک، دوباره زخمی دیرینه را در این دیار باز می کند که می بینیم باز کرد و فریادهای خفته ای را در هفته ی پژوهش بیدار که:

آقای دانشگاه: همین چند روز پیش شاهد بودیم که برخی از مسئولان سیاسی و دینی شهر و استان، به مرحمت سکوت و سکون پژوهشگاه ها و خردورزان، دوباره آمار زائران غیرایرانی مشهدالرضا(ع) را تا رقم باورنکردنی و فوق العاده بزرگ نمایی شده ی «ده میلیون نفر!!» داغ کردند! 

خداوکیلی، از آن روز همین طور، هاچ واچ مانده ایم و انگشت به دهان که با این گزاف گویی های بی حساب و کتاب و آمارهای کیلویی و بی کنتور، لااقل شما دانشگاهیان، یاد «حکایت یک بام و دو هوا» نمی افتید؟!

کدام بام؟ یک بامش، همین مسابقه ی زاد و ولد زیاده گویی های مبالغه آمیز شمار زوار غیرایرانی رضوی مشهدالرضا از لسان مسئولان ماست و بام دیگرش، برپایی همایش های علمی و آکادمیک در حوزه ی زیارت و گردشگری دانشگاهیانش که به جای رویکرد «بین المللی»، متأسفانه «ملی» برپا می شود!

فارسی شده اش یعنی این که شما خردورزان با برگزاری بین المللی رویدادهای حوزه ی زیارت و گردشگری، لااقل کاری کنید تا این دُم خروس بیرون زده از زیر قبا را یک جوری بپوشانید تا گندش در نیاید و مردم نگویند: «قسم حضرت عباس(ع) تان را باور کنیم یا دُم خروس تان را؟!»

جای تعجب نیست دیاری که آن را به درستی «جهان شهر» و «پایتخت جهان تشیع» و ... می خوانیم، اما در کمال تأسف، اولاً همایشی ندارد و کلاً در بحران بی رویدادی و فقر مطلق رُخداد بسر می برد و ثانیاً همان تک و توک همایش هایش هم یکی پس از دیگری، با رویکرد «ملی» و نه «بین المللی» برگزار می شود! آخر چرا؟! تنبلی این قدر؟!

در حالی که عقل سلیم حکم می کند اگر این آمارهای ده میلیون نفر زائران غیرایرانی واقعاً صحت دارد، پس باید قاعدتاً این رخدادهای مرتبط با آن هم با رویکرد بین المللی برپا شود و نه ملی! لااقل در هفته ی پژوهش و به حرمت قلم و تحقیق!

و اما نه... اگر «ملی» برپا می کنید، معلوم است که یک پای کار اصطلاحاً می لنگد... چراکه هر عقل غیر سلیمی می تواند با یک دو دو تا کردن ساده و سرانگشتی از این سیاق عملکرد نتیجه بگیرد که این آمارها، حتماً وجاهت و سندیت ندارد!

و بعد نتیجه بگیرد: آها... پس دقیقاً به همین خاطر است که گل سرسبد اعاظم فکر و اندیشه ی جامعه یعنی خانواده ی علمی، آکادمیک و پژوهش محور شهر و استان، اصلاً ضرورتی به برپایی این گونه رخدادهای گردشگر محور با رویکرد بین المللی نمی بینند!

و حق هم اینجا با همین عقول است؛ چراکه «کرمانی» که مملو از «زیره» باشد، می تواند در کتاب فرهنگ ضرب المثل های ایرانی وارد شود و پُز دهد و مصداق این کنایه که «زیره به کرمان می بری؟» و الا کرمان بی زیره، را چه به این ادا و اطفار ها و پُز و قمپُز درکردن ها؟! 

کنایه از این که «مشهد بی زوار غیرایرانی معتنابه» را چه به «همایش های بین المللی گردشگری!!!» همین «ملی» ها هم از سرش زیاد است... این طور نیست؟! 

⌛ آغاز پاراگراف به روزرسانی شده ️‍...

خلط بحث و فرافکنی؟ یا پرده افکنی از یک واقعیت؟  

هرچند اصل بحث ما در این نوشتار، گلایه از چرایی برپایی همایش های مرتبط با «اکسیر زیارت» در این دیار با رویکرد «ملی» است و نه «بین المللی» و نه کنکاش در باره ی صحت و سقم آمار زوار غیرایرانی و کلاً غیرایرانیان در کلان شهر برکت و کرامت؛

اما چه کنیم که هیچ مقام مسئولی، نه از جماعت دانشگاهیان و نه از اعاظم حوزه و نه حتی اهالی رسانه و مطبوعات که مثلاً رکن چهارم دموکراسی اند، حاضر نیستند صریح و شفاف حتی در حد انتشار یک توییت دو سطری، گلایه و مطالبه کنند که چرا مقامات مسئول طی ۴۵ سال از پیروزی انقلاب، هنوز که هنوزه، آمار دقیق و مستند و قابل استنادی از شمار زوار ایرانی و غیرایرانی بارگاه منور رضوی ارائه نمی دهند تا همه تکلیف خود را بدانند و بتوانند بر اساس این اطلاعات موثق، برنامه ریزی کنند؟! 

پاسخ روشن است: حضرات اکابر دانشگاهی و اعاظم حوزوی و بزرگان رسانه، چون جرأت و جسارت و شجاعت طرح چنین سئوال ساده ای را از مسئولان ذیربط شهری و استانی ندارند، لذا بالاجبار، خود را اصطلاحاً به کوچه ی علی چپ زده و در هر کاری و هر امری، چنین وانمود می کنند که گویی چیزی به نام «غیرایرانیان» اعم از زوار غیرایرانی، دانشجویان، سرمایه گذاران و اتباع مقیم خارجی و در نهایت گردشگران سلامت اصلاً در این خطه، وجود خارجی ندارند و یا اصلاً موضوعیت ندارد و اگر هم موضوعیت دارد، شمار آنها معتنابه نیست و لذا با خود می گویند: چه دلیلی دارد که ما رخدادهای مان را با رویکرد بین المللی برگزار کنیم؟ مادامی که «آن ذره که در حساب ناید، آنان اند!»

به همین دلیل است که دانشگاهیان و حوزویان و کلاً بزرگان علم و اندیشه در دیار منسوب به عالم آل محمد(ص)، اساساً دلیل و توجیهی برای اضافه کرد «رویکرد بین المللی» به رخدادهایشان نمی بینند، چرا که سخت بر این باورند آمارهای منتشره در باره ی «غیرایرانیان» در این قلمرو، کیلویی، غیر مستند و غیر موثق است که اگر غیر از این می بود، نه تنها رویدادهایشان را «بین المللی» برگزار می کردند، بلکه حتی یک لحظه «بین الملل» از زبان شان نمی افتاد.

و دقیقاً به همین دلیل است که هرجا شکوه و شکایتی از بی اعتنایی ها به «رویکرد بین المللی» رخدادهای شهر و استان می شود، لاجرم و ناگزیر مجبوریم گریزی هم به یکی از ریشه ها و دلایل این کم لطفی ها بزنیم و پرده افکنی کنیم و بگوییم که «چرا بر زنده می پوشید کفن را؟... چرا در پرده می گویید سخن را؟» ... به آمارها اعتماد و اعتنایی ندارید که اگر داشتید، این گونه عمل نمی کردید!

مگر آمارها چه می گویند؟ 

از اینجای بحث تا انتها، بر روی یکی از دلایل و ریشه های این بی اعتنایی ها یعنی مستند و موثق نبودن آمارهای منتشره از حضور غیرایرانیان بویژه زوار غیرایرانی در این دیار می پردازیم و لذا اگر این بحث آمارها و بزرگ نمایی و غلو در آنها، کمی پررنگ تر از مبحث اصلی این مقاله یعنی رویکرد بین المللی رخدادهای شهر مطرح می شود، خواستیم پیشاپیش دلیل آن را بگوییم تا کسی نگوید چرا خلط بحث می کنید؟! و اما آمان از آمارهای ناصواب...

⌛ پایان پاراگراف های به روزرسانی شده ️‍...

بررسی های فرهیخت هم حاکی از آن است که هم اکنون و در خوش بینانه ترین حالت، آمار زائران غیرایرانی بارگاه منور رضوی، همان دو و نیم تا حداکثر سه میلیون نفر در سال است که از سال ها پیش مورد استناد قرار می گرفت و الان هم همان است و لاغیر.

که اگر غیر از این می بود:

  • فقط ۱۶ شرکت خارجی هواپبمایی در فرودگاه بین المللی اش فعال نمی بود؛
  • نه هتلدارش از خالی ماندن واحدهای اقامتی و تخت هایش در اکثر اوقات سال گلایه داشت و نه رستوران دارش و نه پارکینگ دارش و نه جامعه ی تورگردانانش (انجمن صنفی راهنمایان گردشگری) که اخیراً طی مصاحبه ای، رئیسش آشکارا گفته و آب پاکی را روی دست همه ریخته که آقایان: آماربازی و آمارسازی نکنید، اصلاً، گردشگری به ایران نمی آید!!! و همان هایی هم که می آیند، برای زیارت امام رضا علیه السلام است ... والسلام، دعوا تمام...؛
  • و نه دو هزار مغازه ی خالی فقط در اطراف حرم مطهر باقی می ماند تا با زبان بی زبانی به ما بگوید «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...»؛
  • و...

تازه، همان مغازه هایی هم که هم اکنون فعال اند، همیشه دعاگوی حضور زوار غیرایرانی اند که خرید های پُر و پیمان می کنند و الا شهروندان ایرانی که به مرحمت تورم و گرانی های کمرشکن این روزهای بد اقتصاد ملی؛

اولاً که اکثر آنان خصوصاً در دهک های پایین، خیال و فکر مسافرت حتی از نوع زیارتی اش را، کلاً و بالاجبار از مخیله ی خود بیرون کرده اند و پولش را از سبد هزینه های خانواده خارج، مادامی که سفر زیارتی حج واجب، منوط به استطاع مالی است، زیارت مستحبی که دیگر جای خود دارد و لذا همه مجبورند و محکومند به سلامی خوش از راه دور به امام مهربانی ها... 

و ثانیاً آنانی هم که امکان تشرف پیدا می کنند، بخش عمده ی بودجه ی سفرشان صرف بلیت رفت و برگشت و اسکان و تغذیه و درمان و ایاب ذهاب شهری و پارکینگ و... می شود و در یک کلام، مصداق بارز «حج فقرا» هستند و مخلص کلام، آنان را چه به خرید سوغات زیارت ... نهایتش بتوانند چند سیر نخود و کشمش بخرند و نه زعفران قائنات کیلویی ۶۶ میلیون تومان!

مضافاً اگر واقعاً چنین بود - یعنی شمار زوار غیرایرانی ده میلیونی شده و ما از آن بی خبر - قاعدتاً می بایست شمار جمعیت حاضر در صحن بزرگ غدیر در فصول گرم سال بویژه در جشن های دهه ی امامت و ولابت خاصه جشن باشکوه و بزرگ عید غدیر، چند ده هزار نفری می شد؛

و ایضاً در رواق دارالمرحمه که تجمع گاه زوار غیرایرانی بارگاه منور رضوی در فصول سرد سال است (رواق منهای یک که در زیر رواق امام خمینی ره و محل اقامه ی نماز جمعه واقع شده)، می بایست چند هزاران نفری می شد و نه چند صد نفری! و ده ها دلیل و مثال و مصداق دیگر...

اصلاً نه... اگر شمار زوار غیرایرانی ده میلیونی بود، پس علی القاعده می بایست همیشه ی ایام، هم اطراف حرم مطهر رضوی و هم داخل رواق ها و صحن ها، مملو از ضیوف الرضا از کشورهای مختلف می بود و با یک قدم زدن ساده، از هر ده نفر زائر، دست کم، شاهد یک نفر زائر غیرایرانی می بودیم، در صورتی که اکنون این گونه نیست! 

بارها و بارها خادمان بین المللی فرهیخت طبق جدول شیفت خدمتگزاری خود، در فصول مختلف سال و در ساعات مختلف نماز و غیر نماز و در داخل و اطراف حرم رضوی حتی تا شعاع دو سه کیلومتر را پیاده طی می کنند و حتی میهمانسرای حضرت، چایخانه ها، موزه ها و... در داخل حرم و نیز حسینیه های زوار پاکستانی و عراقی و رستوران های سنتی آنان از لبنانی گرفته تا افغانستانی و... در خارج از حرم مطهر و حتی پارک ها و شهربازی ها و مراکز خرید عمده و مجلل را هم از قلم نمی اندازند، اما نتیجه چه بود؟ 

به ندرت، چشم مان به جمال این گروه از زوار آستان ملک پاسبان رضوی می افتد؛ زواری که هم از چهره و هم از نوع گفتار و هم از شکل و نحوه ی پوشش لباس آنان - چه مرد و چه زن - به راحتی و سهولت قابل تشخیص اند و هر چیزی را ممکن است فراموش کنند، اما دو چیز را هرگز در سفر به مشهد فراموش نمی کنند:

یکی دریافت غذای میهمانسرای حضرت و دیگری عکس دست جمعی و خانوادگی با گنبد طلایی امام رضا علیه السلام در صحن زیبای عتیق و سقاخانه... و این دقیقاً همان دو نقطه ی مهم و بزنگاه های منحصر به فردی است که می توان آنان را اصطلاحاً گیر انداخت و دید.

اما چیزی که ما خراسانی ها زود به زود فراموش می کنیم و علت و حکمتش را هم به درستی نمی دانیم، این میزان بزرگ نمایی و غلو و گزافه گویی در اعلام آمار زوار هم داخلی و هم خارجی است ... به راستی چرا؟

وقتی رئیس دولت فخیمه ای که خود پیشتر، تولیت آستان قدس رضوی بوده، کلاً زیرآب مقوله ی «زیارت و زائر» را در برنامه ی هفتم توسعه ی کشور زده و جالب آن که به گردشگری ساحلی و ردیف مستقل بودجه اش توجه کرده، اما به مشهدالرضا و جمعیت انبوه حاشیه نشین و آلودگی هوای مازوت سوزش، به بدهی های چند میلیارد تومانی اش به شهرداری و کمبود اتوبوس شهری و واگن مترو و... بی اعتناست و تمام بار هزینه های خدمات شهری به زوار داخلی و خارجی را به دوش شهروندان و مجاوران انداخته و نمایندگان مردم شان هم در مجلس، در خواب نازند و خواب تشریف دارند؛

حال، چه فخری دارد و چه لذتی این پُز عالی با جیب خالی که آمار زوار داخلی اش را به جای سالانه پانزده تا بیست میلیون واقعی، سی میلیونی!!! باد کرده و زوار غیرایرانی اش را به جای دو تا سه میلیون واقعی، تا ده میلیون نفر!!! داغ کنیم؟! 

وقتی کلاً خود بحث زوار و زیارت، برای این مِلک و مَُلک، موضوعیت ندارد و اصلاً قرار نیست بودجه ای ملی و فراملی برای مشهد به تناسب زوار داخلی و خارجی اش اختصاص یابد؛ کلان شهری که اگر نیم ساعت، فقط نیم ساعت، باران تند بر سرش ببارد، نصف بیشتر شهر از جمله حرم مطهر رضوی زیر آب می رود، پس آن هنگام، به حکم ضرب المثل: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب!» چه فرقی می کند که آمار زوارش را با بزرگنمایی و غلو، بالا ببریم یا خدای نکرده با سیاه نمایی، کاهش دهیم؟! در هر دو صورت مسأله که پاسخ یکی است: هیچ و جیب مان باز پُر از خالی است!  

به بحث اصلی خود برگردیم که اگر آمار زوار غیرایرانی، ده میلیونی است، پس چرا ما آنان را بسیار کم در شهر و در حرم مطهر زیارت کرده و می بینیم؟ بسم الله... باور نمی کنید؟ همین الان خود به حرم مطهر تشریف ببرید و اول فضای رینگ خارجی حرم مطهر و سپس فضای صحن ها و در انتها هم رواق ها و خود مضجع منور را گشتی بزنید، کلاً یکی دو ساعت نمی شود و خود به عینه ببینید که آیا این ادعا درست و صحیح است یا نه؟!

دوستی می گفت در مملکتی که دریافت دو قرص نانش، منوط به استفاده از سامانه ی هوشمند الکترونیکی است و دستگاه پُز مخصوصی دارد که در تمامی نانوایی های شهرها و روستاها به چشم می خورد و به مرحمت آن، آمار دقیق روزانه ی تعداد قرص نان های فروخته شده در کل کشور را دارند؛

اما چطور احساس نیاز نمی شود تا برای شمارش آمار دقیق زوار غیرایرانی به مشهدالرضا و حتی گردشگران خارجی به ایران، از یک سامانه ی هوشمند و الکترونیکی جامع در مبادی ورودی فرودگاه های کشور و نیز در دفاتر فروشندگان بلیت های قطار، اتوبوس، کشتی و... به غیرایرانیان استفاده کنند تا هر شب که می خوابیم و صبحش بیدار می شویم، نشنویم باز کسی پیدا شده که روی دست آمار قبلی، آمار من درآوردی و جدیدی داده، به گونه ای که ترس آن داریم چند وقت دیگر، آمار میهمانان از میزبانان بیشتر شود!  

چطور امروزه در ورودی ایستگاه های متروهای تهران و مشهد، با نصب یک دوربین هوشمند و یک مونیتور بزرگ، تصویر شهروندان به وضوح ثبت و حتی به خود آنان نمایش داده می شود و در لحظه، آمار این رفت و آمدها، اسامی و مشخصات مردم و... پایش و پویش می شود، اما سامانه های آمارسنج مشابه و سیستم های ثبت ورود و خروج گردشگر خارجی را نمی توان در مبادی ورودی و خروجی کشور استفاده کرد؟!

و از همه عجیب تر، مادامی که همین کشورهای همسایه از جمله امارات و ترکیه، آمار دقیق گردشگران ایرانی را در فصول مختلف سال آن هم به تفکیک شهرهای خود دارند، مثلاً ترکیه از استانبول زیبایش گرفته تا شهر بندری وان در نزدیکی تبریز ما را دارد، پس چرا ما نمی توانیم یا نمی خواهیم آمار دقیق گردشگران داخلی و خارجی به مشهدالرضا را رصد و یا رسانه ای کنیم؟!  

پس بیاییم همه از جمله ما خراسانی ها، لااقل تا آن زمان، مرد و مردانه، خاصه در شهر منسوب به عالم و صادق آل محمد(ص)، حضرت امام اباالحسن الرضا علیه السلام، دست کم با هم صادق باشیم و فقط واقعیت ها را بگوییم! 

لااقل پیاز داغ این آش داغ و شور را آن قدر زیاد نکنیم که حتی نتوانیم به آن لب بزنیم! که «جهان چون چشم و خط و خال و ابروست.... که هر چیزی به جای خویش نیکوست!»

و از همه مهمتر، با راستگویی و پیشه کردن صداقت و ندادن آدرس های غلط، اجازه دهیم و بگذاریم همه ی آحاد جامعه از یک جوان مغازه دار ساده و جویای کار گرفته تا یک سرمایه گذار داخلی و یا خارجی، حال و روز خود را بفهمد! مثلاً اگر می خواهد در این کلان شهر و در احداث تأسیسات گردشگری و رشته ها و خدمات وابسته به این حوزه قدمی بردارد، آن را با  گام های بلند و استوار متکی بر اطلاعات و آماری درست و واقعی بردارد و نه با گام های متزلزل و وابسته به اطلاعاتی غلط و  آدرس های گمراه کننده! قبول؟
و باز هم مثال گره گشای دریا و شهری بندری

بارها این مثال را برای روشن تر شدن موضوع گلایه ها و یادداشت های فرهیخت زده ایم و باز هم یادآوری آن خالی از لطف نیست که اصلاً بیایید همه فرض کنیم مشهد دوست داشتنی ما، شهری است بندری و مستقر در حاشیه ی دریا؛ خوب، بدیهی است که با این تصور، همه چی این شهر، بوی دریا می دهد، حتی نسیمش و باید هم چنین باشد! 

حال، اگر به موضوع این نوشتار برگردیم یعنی رویکرد برپایی همایش های علمی و پژوهشی این دیار، باید گُل این رخدادها و نخ تسبیح این رویدادها، الاّ و لابُد، صددرصد مرتبط با «اقتصاد دریا» و صنایع و رشته های وابسته مانند شیلات و ماهیگیری و دریانوردی و صیادی و تجارت و حمل مسافر و بار و کانتینر و صنایع کشتی سازی و لنج و... اینها باشد، در غیر این صورت، اگر مثلاً این همایش در مدح چاقوی زنجان یا منقبت سوهان قم یا مذمت آلودگی هوای تهران و... باشد، آن موقع است که غیر طبیعی خواهد بود! این گونه نیست؟

پس رسیدیم به اصل و مغز بحث و آن این که اگر قرار باشد در این همایش های علمی و پژوهش محور این کلان شهر بندری، محور تمام بحث ها، یک کلام «اقتصاد آبزیان» باشد و در رأس آنها ماهی، و در صدر آن، «ماهیان خاویاری»؛

خوب، تا زمانی که شندالقاض «ماهیان خاویاری» این ساحل را بسیار بزرگنمایی و اغراق آلود نکرده اید، بسم الله... هر چه می خواهید در این رخدادها، هی «ماهی ماهی» کنید (شما بخوانید «ملی ملی» سی میلیونی!)؛ اما اگر هی «خاویار خاویار» گفتید (شما بخوانید «خارجی خارجی») و در عین قیمت بسیار گران و کمیابی اش، آمار پرورش و صید آن را به یک باره به عدد باورنکردنی و گزاف «ده میلیون» رساندید و در مقام قیاس به یک سوم، پس آن موقع؛

اولاً باید ویترین تمام ماهی فروشی های این شهر بندری ما، پر باشد از ماهی های خاویاری و آن تخم های مقوی و گران قیمت در بسته بندی های بسیار جشم نواز! اما واقعاً در شهر بندری ما این گونه هست؟ کدام خاویار؟ 

ثانیاً، باشد... اصلاً فرض می کنیم حرف شما درست! پس نامردی نکنید و به اندازه ی همان سهم یک سوم، از آن سبد سی میلیونی خیالی اعتبارات و تسهیلات ویژه ی ماهیان شیلات، به همین ماهی های خاویاری اختصاص بدهید! بد می گوییم؟! 

حساب یک سوم، مستخرج از اینجاست که قیاس آمار گزاف ده میلیون زائر غیرایرانی در برابر آمار مبالغه آمیز سی میلیون زائر داخلی، حساب یک سوم است، پس بیایید طبق حرف و قول خودتان، یک سوم بودجه و اعتبار و نیرو و ظرفیت های سخت افزار و نرم افزاری و کلاً تمامی امور و رخدادهای این شهر بندری را وقف همین ماهیان خاویاری گران سنگ و نادر بکنید و لاغیر!

اما اکنون این گونه نیست! آن قدر به این گروه از زوار و ضیوف الرضا، بی اعتنایی و بی مهری کرده اید که ما از سر ناچاری و اضطرار، سالهاست به واژه های نامناسب و دون شأنی چون «کودک یتیم سرراهی» پناه برده ایم تا بفهمید ما چه می گوییم؟

کودک یتیم و بی کس و کاری که هیچ کس او را دوست ندارد و گرنه به اندازه ی خردلی، به نیازها، مطالبات و عواطف و احساساتش در این خطه توجه می شد و به امان خدا رهایش نمی کردند تا  سارقان از خدا بی خبر، کیف پول و تلفن همراهشان را مقابل هتل و در صد متری حرم مطهر سرقت کنند و یا دلالان بی وجدان، از صداقت و صفا و پاکی و بی آلایشی آنان سوء استفاده کرده و بلیت قطار مشهد به قم را با رقم بسیار گزاف دو میلیون تومان!! به آنان بفروشند و سرکیسه کنند!

حال با این یک بام و دو هوای آشکار حضرات مسئولان شهری و استانی، جا ندارد این گونه مویه کنیم که: شرم بر من مشهدی و شورای شهر و شهرداری و استانداری و فرمانداری و اداره کل گردشگری و دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و چی و چی هایمان که به وقت آمار دادن ها و قرارگرفتن در مقابل دوربین خبرنگاران، اوه... آن قدر از ماهی گران قیمت و کمیاب مان یعنی ماهیان خاویاری (شما بخوانید زوار غیرایرانی)، زبان به تعریف و تمجید می گشاییم و آمارشان را سه برابر بیشتر و میلیونی داغ می کنیم که نگو و نپرس!

اما به وقت ارائه ی خدمت به آنان؛

  • آیین نامه ی خدمت به زوار، به همت عتبه ی رضویه، پس از ۴۴ سال بازنگری می شود و حرف از ۴۵ نوع خدمت با بیش از یکصد هزار خادمیار و خادم در سراسر کشور به زبان می آید، اما در این چهل و اندی صفحه، حتی یک کلمه از «زوار غیرایرانی» به میان نمی آید و به قول شاعر، حکایت «آن ذره که در حساب ناید، ماییم!» می شود. گویی اصلاً این دسته از زوار مخلص و مظلوم، وجود خارجی ندارند و کلاً خاویاری در کار نیست و همه چیز  ریست شده و به یکباره برمی گردد به تنظیم کارخانه و لاجرم یادمان می افتد تصنیف زیبای حجت اشرف زاده که «تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی، اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!»
  • سازمان ها و دستگاه های اجرایی ریز و درشت شهر و استان از استانداری اش گرفته تا آستان قدس اش، چه فصلی و چه سالیانه، همایش های دوره ای مدیران روابط عمومی های شان را برگزار می کنند و از تهران استاد و میهمان خاص می آورند، اما باز از همه چی سخن می گویند و در باره ی هر چیزی، کارگاه مهارت افزایی می گذارند، اما نه «اسم بین الملل» بر تارک این نشست هاست و نه «رسم بین الملل» بر سیاق کار... گویی اصلاً «توسعه ی روابط خارجی» و «پویایی دیپلماسی های موضوعی» سازمان شان مثلاً دیپلماسی های زیارت، دینی، شهری، گردشگری و... در این دستگاه ها، موضوعیت ندارد! گویی همه ی ما اهالی ده سناباد بزرگ شده، در یک جزیره ای مهجور در وسط اقیانوس و کیلومترها دورتر از جوامع و قاره ها گیر افتاده ایم و هیچ نیازی به ارتباط با جهان پیرامون خود نداریم! والسلام
  • به هنگام نزدیکی به ایام پیک زائر در هر سال مانند نوروز، دهه ی آخر صفر و سالروز شهادت حضرت امام رضا علیه السلام و شبهای قدر و دهه ی کرامت و ایام میلاد حضرتش و...، همه ی شهر و استان بسیج می شوند و در قالب «قرارگاه مرکزی خدمات سفر به زوار» خدمت می کنند و هشت کارگروه تشکیل می دهند، که به سهم خود سپاسگزاریم، مأجور باشند، اما همیشه «زوار غیرایرانی» از قلم می افتند! تا جایی که باز یاد «گل آقای فرهیخت» می کنیم که خدایش بیامرزد، همیشه ورد زبانش بود و می گفت: «پس بین الملل اش کو؟!»
  • تازه، از زبان یک کودک زائر غیرایرانی در حرم رضوی شنیدیم که وقتی با پدرش در باره ی صحت این آمار گفت و گو می کردیم و نظرش را جویا شدیم، پابرهنه وسط حرف مان پرید و دوباره ثابت کرد که باید «حرف راست را از بچه شنید» از ما پرسید: اگر واقعاً ده میلیون زائر خارجی دارید، پس چرا ۹۹ درصد تابلوهای شهری و حتی تابلوهای مستقر در همین حرم مطهر از صحن ها و رواق ها گرفته تا بیرون و اطراف آن، همه به فارسی اند؟! پس عربی هایش کو؟! پس انگلیسی هایش کو؟! پدرش در تکمیل حرف فرزندش می گفت: خیلی ببخشید... هنوز برخی از تابلوهای ورودی سرویس های بهداشتی حرم مطهر، آقایان و خواهرانش به زبان فارسی نوشته شده و هیچ خبری از دورة المیاه یا wc نیست! حتی یک نشان گرافیکی و نماد و علائم مرد و زن هم ندارد که از روی آن نماد مردانه و زنانه، بشود تشخیص داد و مسیر را اشتباه نرفت!
  • از سویی دیگر، در همین ایام پیک زائر و به مرحمت ایده آفرینی مشعشع همین ستادهای خدمات رسانی به مسافران و گردشگران، شاهد بودیم که با زورچپان غرفه های سه در چهار متر مربعی داربستی و برزنتی در پیاده روهای شلوغ اطراف حرم مطهر و چهارراه ها و خیابان های نزدیک که خود مصداق بارز سد معبر بود، آن هم به صورت زشت و نازیبا، با فضاهایی نسبتاً بزرگ اما پر از خالی، محتوی فقط یک بنر بر صدر و یک صندلی در کف و یک نفر بزرگوار کاتب که فقط یک خودکار در دست داشت و یک برگ کاغذ و به زعم خود، می خواستند از طریق دریافت شکایات مردمی و به شکلی قاطع و ضربتی، به معضل گرانفروشی کسبه از نان و ماست در سوپرها و میوه فروشی ها گرفته تا نرخ خدمات در رستوران ها و هتل ها و... مثلاً رسیدگی کنند، اما غافل از آن که دروازه ی اصلی شهر یعنی فرودگاه بین المللی مشهد و نمایندگی های ریز و درشت فروش در اطراف حرم مطهر را به امان خدا رها کرده و به راحتی اجازه می دهند تا یکی از مهمترین و اولیه ترین اقلام ضروری یک گردشگر خارجی و یک زائر غیر ایرانی یعنی «سیم کارت تلفن همراه» از اپراتورهای اصلی و بزرگ کشور چون ایرانسل و... دولا پهنا به قیمت پدرشان به فروش برود؛ آن هم سیم کارت هایی از پیش فعال شده!! حال به نام کدام هموطن بخت برگشته؟ الله اعلم! خودم شنیدم که شخص آقای رئیس به اپراتورش می گفت: به این دوست عزیزمان (زائر عرب زبان)، از همان سیم کارت های پانصد هزار تومانی بده! یا خدا!... (تازه، برای همین سیم کارت رونالدویی، بار دوم بود چند نفری آمده بودند که بگیرند و ممکن نشده بود، چون سیستم آن زمان قطع بود!) پس چی شد داستان سیم کارت رایگان و بسته ی اینترنت رایگان و هدایای رایگان و... یعنی همه کشک بود و باد هوا؟ یعنی که عالیجناب «الکساندر» یا مادمازل «کاترین» در ایران با سیم کارتی که مثلاً به نام «اکبر» و «صغری» ثبت شده، به خانواده اش در آن سوی آب ها تماس می گیرد و پخش زنده و لایو می دهد و به ریش نظارت و امنیت ما هم می خندد؟ یاللعجب... که سر کیسه را سفت و محکم گرفته و ته آن را رها کرده اند!
  • یا همان طور که پیشتر گفتیم، کیف پول زائر غیرایرانی و تلفن همراهش را نه در کوچه پس کوچه های محلات دورافتاده ی مشهد چون گلشهر و قلعه ساختمان، که در صد متری حرم مطهر و در مقابل هتل و معبری کاملاً پرنور و شارعی پرجمعیت، به سرقت می برند و وقتی اطلاع می دهند، متأسفانه این گونه پاسخ می شوند: «آن زائر خارجی ... (بوق) ... کرده که تلفن آیفون یا سامسونگ گران قیمت خودش را برای گرفتن سلفی از جیب و کیف بیرون آورده! حقش بوده که از او بدزدند! یا چرا فلان زائر خارجی، ده هزار دلار پول در کیفش گذاشته و به بازار رفته و چرا در هتل نگذاشته و چرا به رئیس کاروانش نداده و چرا و چراهای بسیار دیگر؟!

و قس علی هذا... بسیار مثال ها و مصادیق انبوه دیگری از بی مهری ها و کم لطفی های بی شمار به این پنج گروه مخاطب اصلی فرهیخت و فرهیختگان یعنی «زوار غیر ایرانی»، «دانشجویان غیر ایرانی»، «سرمایه گذاران خارجی»، «گردشگران سلامت» و بالاخره «اتباع و مهاجران خارجی» که بارها و بارها در نوشته هایمان یادآوری کردیم و به قدر وسع و توان انذار دادیم.

علاقه مندان به دریافت اطلاعات بیشتری در خصوص این کم و کاستی ها را به «یادداشت ها» یا «گلایه ها»ی فرهیخت در همین تارنما راهنمایی می کنیم.

کوتاه سخن

و ختم سخن، این هم وبگاه و سوژه ای دست به نقد و ماهی ای تازه از آب گرفته شده از دریای خساست و تنبلی ما مشهدی هایی که شهرمان به برکت وجود منور حضرت امام ابالحسن الرضا(ع)، مملو و آکنده از دانشجویان خارجی و خانواده هایشان، سرمایه گذاران خارجی و خانواده های شان، زوار غیرایرانی و خانواده های شان، گردشگران سلامت، سرکنسول ها و دیپلمات های کشورهای خارجی و سازمان ملل متحد و... است؛

اما عُرضه نداریم فقط یک تک سوت معمولی بزنیم (حال سوت بلبلی «عالیجناب اژه ای» در حضور دانشجویان بماند پیش کش) آن موقع خود به عینه می دیدید که به جای یک نفر، ده هزار نفر و به جای یک مقاله و اثر، هزار مقاله و اثر از همین بغل گوشمان به دبیرخانه ی همایش می رسید،؛

اما صد حیف و هزاران افسوس که چون میلیونری زاغه نشین، در خانه ی خاک و گِلی در خود می لولیم و اعاظم کُبرای مان، همایش ها را «ملی» برگزار می کنند و نه «بین المللی!» 

آن هم نه برای «جشنواره ی انار» و «مسابقات سازه های ماکرونی» بلکه موضوع مهم، خطیر و استراتژیکی چون «گردشگری» آن هم برای کلان شهری که اقتصادش «تک محصولی» است و همین الان، با تک ماده ی «زیارت» سرپاست؛ دقیقاً همچون وابستگی اقتصاد ایران به نفت...

خاصه، حالا که زمان برگزاری این همایش ملی مهم، به ۱۴۹ روز دیگر یعنی ۱۴۰۳/۲/۲۰ موکول شده و بهانه ای به نام ضیق وقت وجود ندارد، شایسته است این نقیصه ی بزرگ در کالبد و از چهره ی زیبای زوار غیرایرانی و شمایل متعالی زیارت ارض اقدس توس زدوده شده و کامل گردد.  

منظورمان همایش ملی برنامه ریزی و توسعه ی گردشگری است. پوستر و وبگاهش را ببینید و خود قضاوت کنید! 

به روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ 


:: لینک کوتاه مطلب :: farhikhtt.ir/post/4654


Share
  • صمدزاده
    اصلاً همان آمار سی میلیون زائر داخلی هم غلطه و مثل روز روشنه که با این گرانی وحشتناک و تورم کمرشکن ،روز به روز آمار مسافرت‌های داخلی و خارجی ایرانیان داره کم و کمتر میشه و کلا مسافرت از سبد هزینه خانوار حذف شده حالا چه تفریحی اش و چه زیارتیش
  • انصاری
    این آمار درست نیست چون کار من مرتبط با زوار غیرایرانی است و هر روز از تعداد مراجعانم می فهمم چقدر زائر خارجی در مشهد داریم
  • همین دیروز رئیس جامعه تورگردانان ایران اعتراف کرده جز زائران غیرایرانی مشهد از کشورهای عراق و... توریستی وارد ایران نمی شود حتی مجانی!!! حق با شما بود که سالها می‌گفتید سرپا ماندن صنعت گردشگری کشور مدیون زوار امام رضا ع است اما معلومه که آمار همین زوار ۹ میلیون و ۱۰ میلیون نیست!!! و مبالغه شده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.


تارنمای فرهیخت

آمارها و بازدیدها